بموضع خلم رسيدند و نيمروز از انجا رحلت فرمودند بلب آب ترمد آمدند و از آب عبور فرمودند و درين مقام مخدومزاده اولوغبيك و بندگى خانيم و مخدومزادگان و اعيان و اشراف بدولت ملافات بندگى حضرت اعلى مشرّف شدند و روز يكشنبه و دوشنبه در ترمد بودند و دوشنبه خداوند ازادهء جهان مناسب قدر عالى و فراخور همّت رفيع خود طوى داد و پيشكشهاى لايق بموقف عرض رسانيد و روز سهشنبه بيست و سوم از ترمد بقيشلاق جهانشاه نقل فرمودند و روز چهارشنبه بيست و چهارم ماه بموضع تركى گرمابه نزول كردند و روز پنجشنبه بيست و پنجم ماه رايات همايون در زمين بلاد اينجكه فرود آمد روز آدينه بيست و ششم عرصهء موضع يكرلك بقدوم مبارك مشرّف شد روز شنبه بيست و هفتم ماه موضع قوزىمنداق مركز رايات ظفرپيكر شد و روز يكشنبه بموضع دوربرجين آمدند و درين يورت اميرزاده شاهرخ بهادر بشرف بساطبوس پيوست و اميرزاده عمر بهادر هم بدان دولت سرافراز شد و حال آنكه از زمان نهضت همايون از دار الملك سمرقند اميرزاده عمر بهادر را در ان تختگاه سلطنت و سرهء مملكت گذاشته بود و امور آنجا باهتمام او تفويض فرموده و او چنانچه شرطست ابواب عواطف بر روى رعيّت گشاده بود و از وفور انصاف داد همگنان داده و در بندگى حضرت اعلى محلّ قبول و موقع تحسين يافته و بزرگ و كوچك ازو آزادى مىنمودند [ بيت ]
عدل كن زانكه در ولايت دل * در پيغمبرى زند عادل
روز سهشنبه غرّهء شعبان شهر مبارككش از نزول رايات همايون نمودار بهشت برين شد و مدّت پانزده روز در سراى آنجا برفاهيّت و آسايش گذرانيدند توسن فلك رام و مجارى امور بر وفق مرام و سير گردون تابع احكام و زمانه چاكر و روزگار غلام روز سهشنبه پانزدهم ماه از انجا عزيمت فرموده در كنار آب رودك سراپردهء سلطنتپناه باوج مهر و ماه كشيدند و روز چهارشنبه شانزدهم بموضع چنار رباط فرود آمدند و پنجشنبه هفدهم ماه از عقبهء كش گذشتند و در موضع قتلغ يورت نزول فرودند و آدينه هجدهم ماه از انجا بتخت قراچه آمدند و شنبه نوزدهم ماه در باغ و كوشك جهاننماى نزول فرمودند و يكشنبه بيستم ماه باغ دولتآباد بدولت نزول رايات همايون مشرّف شد و دوشنبه بيست و يكم ماه با دلى گشاده و اسباب دولت آماده بكوشك دلگشاى آمدند و مجموع خواتين و فرزندان و امراى عظام حاضر شدند اجتماع آن كواكب سعد در برج دولت گيتى را با من و رفاهيّت ضمانى مىكرد و عالميانرا بفراغت و جمعيّت اشارت مىداد مخدومزادگان و امرا و آغايان چندان زر نثار كردند كه ملازمان زر بدامان كشيدند و هر