مرغزار پيدا شد بهادران صيدافگن و دليران شيرشكن بر سر آن شير تاختن آوردند امير شيخ نور الدين دليرتر از همه درآمد و بحملهء مردانه آن شير را بينداخت در اثناى اين حال اميرزاده پير محمّد بهادر و اميرزاده رستم بهادر و امير سليمانشاه بهادر و امير جهانشاه بهادر از لهاور بلشكرگاه همايون رسيدند و بر غزا و جهاد اقدام نموده هندوان گبر را سر از تن برّيده غنيمت فراوان حاصل كردند و آن غنيمتها را برسم دوفوز كشيدند بندگئ حضرت هم در آنزمان هريك از بهادران را سيورغال فرمود و در ان ساعت نظر مبارك بر يكى از قوشونات محمّد آزاد نام افتاد بواسطهء آنكه در مقام حرب ازو مردانگى ديده بود او را بنواخت و عنايت و مرحمت فرموده جامهء خاصّ و تركش خاصّه با بند زر ارزانى داشت تا عالميان دانند كه اندك كوششى در حضرت اين صاحبقران ضايع نمىماند و هم درين روز حكم بنفاذ پيوست كه امراى براونغار و جاونغار و ساير امراى قوشونات هريك براهى معيّن روى بدار الملك سمرقند آورند و مخدومزادگان و امراى بزرگ و امراى تومان و قوشون هريك باندازهء قدر و رتبت بخلعتهاى گرانمايه و تاجهاى خاصّ مخصوص و سرافراز شدند و روز ديگر در ان صحارى و مرغزارها هوس شكار فرموده چابكسواران لشكر منصور چندان شكار انداختند كه محاسبان از عقد آن عاجز آمدند روز آدينه بيست و هشتم ماه چون از صيد فارغ شدند در كشتزار موضعى كه آن را جبهان خوانند و سرحدّ كشميرست فرود آمدند و شب شنبه بيست و نهم ماه از انجا كوچ كرده بكنار آب دندنه رسيدند و در همان روز از پل عبور فرمودند و در گذشتن از ان پل درويشان لشكر را از ترك و تاجيك معاونت و مساعدت فرمودند و امير شاهملك و جلال الاسلام را فرمودند تا مجموع عساكر منصور را از ان پل گذرانيدند و صباح يكشنبه سلخ ماه بندگئ حضرت ايلغار فرموده در موضع سانبت كه از توابع كوه جودست نزول فرمود و غرّهء ماه رجب از انجا رحلت فرموده بچول جلالى در آمدند و وقت نماز شام از ان چول خونخوار بيرون رفتند و روز سهشنبه دوّم ماه چاشتگاه موكب جهانگشاى همعنان نصرت و فيروزى بكنار آب سند رسيد و جماعت امرا كه در قلعهء نغز گذاشته بودند پير على و باقئ امراى قوشون بر سر آب سند پلى در غايت خوبى بسته بودند درين روز از ان آب عبور فرموده تا نيمروز بر لب آب توقّف كرد و امير اللهداد را بر سر پل گذاشتند تا لشكر منصور را بگذراند و نماز پيشين كوچ كرده قريب سه فرسخ رفته نزول كردند و امرا كه جهت دفع افغانيان چنانچه پيش ازين ذكر رفته در نغز بودند و مدّت هفت ماه بشرف ملازمت بندگئ حضرت
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 207
مساهمون: نظام الدين شامى
ص٢٠٧