تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
مفتوح و مسخّر گشت از جمله قلعهء شيخو بود از خويشان ملك شيخه كوكر كه گبران آنجا بوسيلهء جمعى مسلمانان كه در ميان ايشان بودند متابعت و مطاوعت نمودند و طوق بندگى در گردن افگنده سر بر خطّ فرمان آوردند امّا دلايل نفاق ايشان ظاهر بود و چون مال امانى بر ايشان انداخته بودند و بر عاقلان ظاهر بود كه آخر الامر مخالفت خواهند كرد يكى از بندگان صادق كه بديدهء عقل در امور نظر مىكرد بفكر درست تدبيرى انديشيد كه سلاحهاى ايشانرا از دست ايشان بيرون آورد نسق فرمود كه هر جنس كه دارند در عوض مال آمانى بياورند و آنگاه كمتر جامهء كه بهاى اندك داشت و كهنه كمانى كه در محلّ اعتبار نبود قيمتى گران بران نهادند بدين‌واسطه همهء سلاحها بيرون آوردند و بفروختند بدين حسن تدبير هيچ سلاح در دست ايشان نماند بعد از ان حكم جهان مطاع صادر شد كه چهل نفر گبر در سلك خادمان هندوشاه خازن آيند كه يكى از بندگان درگاه بود بمجرّد اين صورت از جادّهء مطاوعت انحراف نمودند و ياغى شدند و مسلمانانرا بقتل آوردند لاجرم بر ذمّت همّت لشكر اسلام جزاى ايشان دادن واجب شد و عاقبت جنگ پيش بردند و قلعه را بگشودند و دو هزار گبر را بداس قهر سر از تن دور انداختند و دود از دودمان ايشان برآوردند و از جمله قلعهء ملك ديوراج بود و پنج قلعهء ديگر كه مجموع مستخلص گشت و عرصهء آن نواحى از پليدى وجود مشركان پاك شد و آوازهء اين فتحهاى با نام در اقاليم اسلام منتشر شد و آوازهء دين‌پرورى و عدل‌گسترى اين حضرت در اقطار عالم ظهور پذيرفت

ذكر مواقف بندگئ امير صاحب‌قران در نواحئ جمو

روز يكشنبه شانزدهم ماه جمادى الآخر از موضع مسنار كوچ كرده در مقابلهء قلعهء بايله كه از نواحى جمو است نزول فرمودند هم درين روز از تومان اميرزادهء جهان خليل سلطان بهادر اسمعيل برلاس و شيخ محمّد ايكو تيمور و مبشّر بقريهء بايله توجّه نمودند اهالئ آن ديه كه مردم دلاور بودند و جنگلهاى محكم داشتند چپرها در كنار جنگل ترتيب كرده جنگ پيش آوردند بهادران لشكر اسلام خواستند كه بر ان كفّار حمله كنند حكم جهانمطاع صادر شد كه محاربت در توقّف دارند تا روز ديگر كه رايت اسلام شعار در حركت آيد روز دوشنبه هفدهم ماه امير صاحب‌قران سوار شده صفّهاى لشكر اسلام