تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
و نظافت بخشيدند روز آدينه پانزدهم جمادى الاوّل بندگئ حضرت ازين دره كه ميان دو كوه بود باز بكوه سوالك در آمد كه از ان منزل تا ولايت نكركوت پانزده فرسنگ بود و درين دره چندان جنگل سخت بود كه در حصر نيايد و محكمى كوه تا غايتى كه وصف آن نتوان كرد و چون لشكر جاونغار كه امير جهانشاه با ايشان بود و لشكر خراسان روز پيشتر از غنيمت اندك چيزى يافته بودند فرمودند كه ايشان پيش از ديگران بغزا روند و تاخت كنند و درين روز صاين تيمور قراول بود وقت چاشت سلطانى بموكب همايون آمد و عرضه داشت كه غلبهء گبران و حشر هندوان هرچه بيشتر است بندگئ حضرت بنفس همايون خويش بازايستاد و لشكر جاونغار و لشكر خراسان را بغزا كردن و تاخت بردن فرستاد هندوى بسيار بقتل آوردند و غنايم بىحدوحصر گرفتند و همان روز وقت نماز پيشين از قوشون امير شيخ نور الدين و على سلطان تواجى خبر رسيد كه از طرف دست چپ دره‌ايست و در انجا گبران بسيارند چندانكه در عقد حساب هيچ محاسب نيايد و گلهاى فراوان دارند بحدّى كه از ضبط شمار بيرون است بندگى حضرت عنان عزيمت بدان طرف گردانيد و حكم شد كه امير شيخ نور الدين و على سلطان تواچى بر سر گمراهان رانند و خود علم ظفر پيكر بر قلّهء كوه نصب فرمود و نظاره مىكرد لشكر منصور آن واديها را به خون هندوان گلگون گردانيدند و موادّ شرك و كفر را قطع كرده به حضرت اعلى حاضر آمدند و بنواخت و تربيت بهره‌مند گشتند و چندان گله و مال غنيمت گرفتند كه بيش از حدّ و شمار بود حضرت اعلى تا نماز شام در ان قلّهء كوه توقّف فرمود فرمان همايون صادر شد كه از لشكر منصور هركس كه غنيمت نيافته باشد ويرا نصيب دهند هريك آن مقدار كه ضبط آن ممكن بود گرفتند و آن شب در ان دره نزول فرمودند و در عرض يك ماه از پانزدهم جمادى الاوّل كه رايات كشورگشاى در ميان دو كوه بود كوه سوالك و كوه كوكه تا غايت شانزدهم ماه جمادى الآخر كه بنواحى جمو رسيدند بيست غزوه با جماعت كفّار و مشركان و گبران و بت‌پرستان اتّفاق افتاد كه شرح آن را مجلّدها بايد و درين مدّت سى روز هفت قلعه از قلاع معتبر كشور هند كه در حصانت و استوارى بر حصنهاى منيع و حصارهاى رفيع فايق بود و همه بيك فرسخى و دو فرسخى يكديگر واقع و اهالئ هر قلعه مخالف اهالى ديگرى و اكثر ساكنان آنجا در ايّام سلاطين ماضيّه از اهل جزيه بودند و درين ايّام فرصت‌طلبيده چون بقوّت خود مستظهر شده بودند جزيه ادا نمىكردند و بدين‌سبب ذمّت خويش را باطل كرده بودند و خون و مال خود را مباح و هدر ساخته لاجرم سزاوار قتل شدند همه آن قلعها
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 202 | نظام الدين شامى / پناهى سمنانى