تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
بعضى مردم را زخم كردند چاشتگاه آدينه حكم جهانمطاع نافذ شد كه آن تيره روان را بشمشير سياست گذرانيدند و به آب تيغ آتش‌فشان سر آن بادپيمايان بر خاك مذلّت انداختند دويست نفر ازيشان كشته شدند و زن و فرزند و اموال ايشان بمظلومان ايرياب كه سالها از جور و جفاى ايشان بلاها كشيده بودند افتاد و رؤسا و پيشوايان قطاع الطريق را كه گرفتار شده بودند ببزرگان قلعه و وارثان كشتگان سپردند تا بر وجه شرع ايشانرا قصاص كنند و چون امور ولايت ايرياب باستقامت پيوست هيژدهم ذى الحجّه در تاريخ ثمان مايه رايات منصور متوجّه خطّهء شنوزان شد و دو روز در حوالئ آن خطّه اقامت فرموده بر ان اتّفاق افتاد كه ايلغار كرده چند هزار سوار بجانب قلعهء نغز روانه شوند و اميرزادهء جهان خليل سلطان بهادر با جمعى امراى عظام از راه قبچغاى بموضع بانو بيرون روند و پيش ازين در مقام كابل حكم جهانمطاع بنفاذ پيوسته بود كه اميرزاده سلمانشاه جهت عمارت قلعهء نغز با لشكرهاى خراسان عزيمت آن‌طرف سازد نوزدهم ماه مذكور عساكر منصور بدان قلعه رسيدند و چون رايات فلك اقتدار بدان ديار رسيد بسمع همايون رسانيدند كه قبيلهء پرنيانى كه حكم شده بود كه با لشكرهاى خود به حضرت آيند انقياد ننموده‌اند و لشكر نفرستاده هم در لحظه امير صاحب‌قران سوار شده بدان حدود توجّه فرمود بر ايشان تاخت كرد و خلقى بسيار بوسيلت تيغ آبدار به آتش دوزخ فرستاد و زن و فرزند و اسباب و اموال ايشانرا عرضهء غارت و تاراج گردانيد و خانهاى ايشانرا بسوخت و گرد استيصال از ان برآورد فوجى از ايشان روى بگريز نهادند در آيينهء گيتىنماى رأى روشن صاحب‌قرانى چنان روى نمود كه به جهت دفع كلّئ آن مفسدان روزى چند آنجا توقّف نمايد تا جهان بيكبار از خبث وجود ايشان پاك شود و راه آمدوشد مسلمانان گشوده گردد درين اثنا مهتر آن قوم اوميل نام از سر اخلاص و صدق نيّت به خدمت درگاه همايون روى نهاد و توبه و استغفار را وسيله و شفيع ساخت چون صدق باطن قرين اين معنى بود بعنايت و مرحمت مخصوص شده از شاخ راستكارى ميوهء رستگارى يافت اميرزاده سليمانشاه را بعد از عمارت قلعه خبر رسانيدند كه حشم كلاتيان كه قبيلهء با قوّت و گروهى با عدّت و شوكت‌اند سر از حكم پيچيده‌اند و روى از فرمان گردانيده چون برين حال واقف شدند دو روز پيش از رسيدن ركاب همايون بقلعه با اجناد و اشياع خود بر سر آن قوم تاختن كرد و با وجود آنكه در ميان ايشان مردم قوىحال بودند همه را منكوب و مغلوب گردانيد و بعضى را بر تيغ گذرانيد و به آتش غيرت دود از دودمان ايشان برآورد و فرزندان