تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 635

مساهمون:

ص٦٣٥
گفتن سگ با ايشان و چيزهاى ديگر بر ايشان « 1 » . و ديگر « 2 » قصّهء ذو القرنين و تمكين حق تعالى او را كه ديگرانرا نبود « 3 » . و ديگر آنك بر دست خضر [ عليه السّلام « 4 » ] ظاهر شد « 5 » از راست كردن ديوار [ و عجائبهاء ديگر « 4 » ] و چيزها كه او دانست و موسى عليه السّلام « 6 » ندانست ، اين همه كار [ ها ] ناقض عادت بود كه « 7 » خضر عليه السّلام بدان مخصوص « 8 » بود و بيك قول گويند پيغامبر نبود « 9 » . و آنچه درين باب روايت كنند [ يكى « 4 » ] حديث جريج راهب است . ابو هريره گويد رضى اللّه عنه كه پيغامبر « 10 » صلّى اللّه عليه [ و سلّم « 4 » ] گفت اندر گهواره هيچكس « 11 » سخن نگفت مگر سه تن [ يكى « 4 » ] عيسى [ بن مريم « 4 » ] عليه السّلام و ديگر كودكى بروزگار « 12 » جريج [ راهب ] و كودكى ديگر « 13 »
هامش
( 1 ) - مب : و غير آن . ( 2 ) - مب : و از آن جمله . ( 3 ) - مب : و آنچ ايزد تعالى او را بداد كى ديگرى را نداد . ( 4 ) - مب : ندارد . ( 5 ) - مب : و از آن جمله قصهء خضر و آنچ بر دست وى پديد كرد . ( 6 ) - مب : و آنچ وى دانست و بر موسى عليه السلام پوشيده بود . ( 7 ) - مب : است . ( 8 ) - مب : مختص . ( 9 ) - اصل : و او پيغامبر بود . متن عربى : و لم يكن نبيا . و او پيغامبر نبود . اصل : غلط ، مب : دور از متن عربى است . ( 10 ) - مب : كى بو هريره روايت كند از رسول . ( 11 ) - مب : هيچ‌كس در گهواره . ( 12 ) - مب : در زمان . ( 13 ) - مب : و ديگر كودكى .