گفتن سگ با ايشان و چيزهاى ديگر بر ايشان « 1 » .
و ديگر « 2 » قصّهء ذو القرنين و تمكين حق تعالى او را كه ديگرانرا نبود « 3 » .
و ديگر آنك بر دست خضر [ عليه السّلام « 4 » ] ظاهر شد « 5 » از راست كردن ديوار [ و عجائبهاء ديگر « 4 » ] و چيزها كه او دانست و موسى عليه السّلام « 6 » ندانست ، اين همه كار [ ها ] ناقض عادت بود كه « 7 » خضر عليه السّلام بدان مخصوص « 8 » بود و بيك قول گويند پيغامبر نبود « 9 » .
و آنچه درين باب روايت كنند [ يكى « 4 » ] حديث جريج راهب است .
ابو هريره گويد رضى اللّه عنه كه پيغامبر « 10 » صلّى اللّه عليه [ و سلّم « 4 » ] گفت اندر گهواره هيچكس « 11 » سخن نگفت مگر سه تن [ يكى « 4 » ] عيسى [ بن مريم « 4 » ] عليه السّلام و ديگر كودكى بروزگار « 12 » جريج [ راهب ] و كودكى ديگر « 13 »
هامش
( 1 ) - مب : و غير آن .
( 2 ) - مب : و از آن جمله .
( 3 ) - مب : و آنچ ايزد تعالى او را بداد كى ديگرى را نداد .
( 4 ) - مب : ندارد .
( 5 ) - مب : و از آن جمله قصهء خضر و آنچ بر دست وى پديد كرد .
( 6 ) - مب : و آنچ وى دانست و بر موسى عليه السلام پوشيده بود .
( 7 ) - مب : است .
( 8 ) - مب : مختص .
( 9 ) - اصل : و او پيغامبر بود . متن عربى : و لم يكن نبيا . و او پيغامبر نبود . اصل : غلط ، مب : دور از متن عربى است .
( 10 ) - مب : كى بو هريره روايت كند از رسول .
( 11 ) - مب : هيچكس در گهواره .
( 12 ) - مب : در زمان .
( 13 ) - مب : و ديگر كودكى .