تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 617

مساهمون:

ص٦١٧
[ از ابو على رودبارى حكايت كنند كه گفت ما اندرين جاى بجايى رسيديم همچون تيزناى شمشير اگر هيچ‌گونه بلغزيم بدوزخ افتيم « 1 » ] . گويند كسى آواز ميداد كه خيار ده بدانگى شبلى بشنيد فرا بانگ ايستاد و گفت چون خيار ده بدانگى بود نفايه را چه خطر بود « 2 » . و گفته‌اند چون حور العين اندر بهشت سماع كنند درختان گل ببار آرند « 3 » . گويند عون بن عبد اللّه را كنيزكى بود خوش‌آواز ، او را بفرمودى كه قوم را سماع كردى تا همه بگريستندى « 4 » . ابو سليمان دارانى را پرسيدند از سماع گفت هر دل كه بآواز خوش از جاى درآيد « 5 » [ آن دل « 1 » ] ضعيف بود بمداواش حاجت بود « 6 » [ تا قوى گردد هم‌چنانك كودك خرد ، خواهند كه بخسبانند ، او را سخنى ميگويند تا در خواب شود پس ابو سليمان گفت آواز خوش هيچيز در دل زيادت نكند بلى اگر در دل چيزى بود آن را بجنباند . شاگرد او احمد [ گفت ] « 7 » كه راست گفت ابو سليمان و اللّه . جريرى گويد اندر معنى اين آيت كونوا ربّانيين ، شنونده باشيد از خداى و گوينده باشيد بخداى « 1 » ] .
هامش
( 1 ) - مب : ندارد . ( 2 ) - مب : شبلى يكى را ديد كى مىگفت الخيار عشرة بدانق آواز برآورد و گفت چون بهترين ده بدانگى باشد بترين چون باشد . ( 3 ) - مب : و گويند چون حوريان در بهشت غنا كنند درختان بهشت همه بشكفند . ( 4 ) - مب : عون بن عبد اللّه كنيزكى خوش‌آواز داشت ويرا فرمودى تا بصوت حزين غنا كردى و مردمان را ياد كردى . اصل : بمتن عربى نزديك‌تر است . ( 5 ) - مب : آواز خوش خواهد . ( 6 ) - مب : ويرا مداوا كنيد . ( 7 ) - اصل : ندارد . مطابق متن عربى اصلاح شد .
الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 617 | ابو القاسم عبد الكريم القشيري / بديع الزمان فروزانفر