تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
شعر :
كبرت همّة عبد * طمعت فى ان تراكا
اين جوان شهقهء بزد و فرمان يافت « 1 » . جماعتى اندر نزديك ممشاد دينورى شدند « 2 » ، اندر حال بيمارى وى ، گفتند خداى با تو چنين و چنين كناد « 3 » ؟ گفت نزديك سى سالست « 4 » تا بهشت بر من عرضه مىكند كه در آنجا ننگرستم « 5 » و بوقت نزع گفتند دل خويش [ را « 6 » ] چون مىيابى گفت سى سالست تا دل [ خويش ] گم كرده‌ام « 7 » . ابو يعقوب نهرجورى گويد بمكّه بودم . درويشى [ نزديك من ] آمد و دينارى به من « 8 » داد ، [ گفت فردا بخواهم مرد « 6 » ] نيم دينار گور من نيكو كن ، و نيم ديگر اندر جهاز من كن « 9 » من [ با خويشتن ] گفتم اين درويش سبك شدست از گرسنگى حجاز « 10 »
هامش
( 1 ) - مب : بانگى بكرد و جان بداد . ( 2 ) - مب : رفتند . ( 3 ) - اصل : عز و جل با تو چه كرد . مب : مطابق متن عربى است . ( 4 ) - مب : گفت چندين سالست . اصل : مطابق متن عربى است . ( 5 ) - مب : مىكنند در آن ننگرسته‌ام . ( 6 ) - مب : ندارد . ( 7 ) - متن عربى اضافه دارد : كان سبب موت ابن بنان انه ورد على قلبه شىء فهام على وجهه فلحقوه فى وسط متاهة بنىاسرائيل فى الرمل ففتح عينيه و قال : ارتع فهذا مرتع الاحباب . و خرجت روحه . سبب مرگ ابن بنان آن بود كه واردى از محبت بدل وى درآمد روى در بيابان نهاد از پى وى برفتند و در تيهء بنىاسرائيل و ميان ريگزار وى را دريافتند دو چشم بگشود و گفت چرا كن كه چراگاه دوستان اينست و جانش برآمد . ( 8 ) - مب : فرا من . ( 9 ) - مب : چون بميرم از يك نيمه ازين مرا كفن ساز و يك نيمه دفن كن . ( 10 ) - مب : درويش در بستان شده است مگر فاقهء حجاز كشيده است . متن عربى ، نسخهء بغداد : دخل البستان . مطابق است با « مب » شرح زكريا ، چاپ مصر : دوخل الشاب : مغز اين جوان پريشان شده است . نزديك است به « اصل » و درست‌تر مىنمايد .
الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 533 | ابو القاسم عبد الكريم القشيري / بديع الزمان فروزانفر