پرش به محتوای اصلی

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحه 451

پدیدآورندگان:

ص۴۵۱
بند « 1 » از پاى من بيفتاد همه عجب بماندند [ از آن « 2 » ] رهبانانرا بخواندند و با من گفتند « 3 » ترا مادر هست گفتم هست گفتند دعاء او اجابت بودست ، [ خداى ترا رها كرد ، ما باز نتوانيم داشت « 2 » ] ، مرا توشه بساختند و با صحبتى « 4 » گسيل كردند تا به شهر مسلمانان « 5 » . و اللّه اعلم .
پاورقی
( 1 ) - مب : در وقت . ( 2 ) - مب : ندارد . ( 3 ) - مب : خبر كردند بيامدند و از من پرسيدند كى . ( 4 ) - مب : توشهء راه بدادند و مرا . ( 5 ) - مب : مسلمانان رسيدم .