تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
و گفته‌اند دعاء عام « 1 » بگفتار بود و دعاء زاهدان بافعال [ بود ] و دعاء عارفان باحوال . و گفته‌اند بهترين دعاها آنست كه از اندوهى خيزد . [ كسى ازين طايفه گفتست چون از خداى حاجتى خواهى بهشت خواه كه بود كه آن روز روز اجابت تو بود . و گفته‌اند زبان مريدان گشاده بود بدعا و زبان محقّقان از آن بسته بود . واسطى را گفتند دعا كن گفت ترسم كه اگر دعا كنم گويند اگر اين ميخواهى كه ما ترا نهاده‌ايم ما را متّهم داشتهء و اگر آن ميخواهى كه ترا نيست نزديك ما ، ثناء بد كرده باشى و اگر رضا دهى كار تو ميرانيم چنانك قضا كرده‌ايم « 2 » . ] از عبد اللّه منازل « 3 » حكايت كنند كه [ وى ] گفت پنجاه سالست تا [ هيچ « 2 » ] دعا نكرده‌ام و نخواسته‌ام تا هيچكس « 4 » مرا دعا كند . و گفته‌اند دعا نردبان گناه‌كارانست . و گفته‌اند دعا رسالت دادن بود تا دوستان به يكديگر نامه نويسند كار نيك بود « 5 » . و گفته‌اند زبان گناه‌كاران اشك بود . از استاد ابو على شنيدم گفت گناه‌كار چون بگريد بخداى تعالى نامه نبشته باشد « 6 » و اندرين معنى گفته‌اند :
دموع الفتى عمّا يجنّ تترجم * و انفاسه يبدين ما القلب يكتم
هامش
( 1 ) - مب : عوام . ( 2 ) - مب : ندارد . ( 3 ) - مب : عبد اللّه بن مبارك . اصل : مطابق متن عربى است . ( 4 ) - مب : و نخواهم كى . ( 5 ) - مب : مراسلت است تا مادام مراسلت باقى بود كار خوب بود . ( 6 ) - مب : چون بنده بگريد با خداى مراسلت كرد .