تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
بود و شرم دارد كه از مردمان خواهد و مردمان او را ندانند كه صدقه بوى دهند « 1 » . [ استاد امام ابو القاسم رحمه اللّه گويد آنك گفت شرم دارد كه سؤال كند يعنى از خداى شرم دارد نه از مردمان . و گفته‌اند درويشى شعار اوليا بود و پيرايهء اصفيا و اختيار حقّ سبحانه و تعالى خاصگان خويش را از اتقيا و انبيا عليهم السّلام و درويشان گزيدگان خداىاند از بندگان او و موضع رازهاء او ، اندر ميان خلقان او و خلق را سبب ايشان نگاه ميدارد و ببركهء ايشان روزى همىدهد و درويشان صابر هم‌نشينان خداى باشند در قيامت و چنين خبر آمده است از رسول صلّى اللّه عليه و سلّم . عمر خطّاب رضى اللّه عنه گويد كه پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم گفت هر چيزى را كليدى است و كليد بهشت دوستى درويشان است و درويشان صابر هم‌نشينان خداى تعالى باشند روز قيامت . گويند روزى مردى ده هزار درم نزديك ابراهيم ادهم آورد نپذيرفت ، گفت ميخواهى كه نام من از ديوان درويشان بيرون كنى بدين ده هزار درم . معاذ النسفى « 2 » گويد خداى هيچ قوم را هلاك نكند بهرچه كند تا آنگاه كه درويشانرا حقير ندارد و با ايشان خوارى نكند . و نيز گفته‌اند اگر درويش را هيچ فضيلت نباشد مگر آنك فراخى جويد و نرخ ارزان خواهد مسلمانانرا ، آن كفايت بود از بهر آنك او را ببايد خريد و توانگر را ببايد فروخت ، اين عوامّ درويشان باشند ، خاص ايشانرا بنگر كه چه باشد . يحيى بن معاذ را پرسيدند از درويشى گفت حقيقت وى آن بود كه جز بخداى مستغنى نگردد و رسم آن بود كه سبب ويرا نبود .
هامش
( 1 ) - مب : مسكين آنست كى . ناقص است . اصل : مطابق متن عربى است . ( 2 ) - اصل : ابراهيم السيفى . مطابق متن عربى اصلاح شد . نسخهء بغداد : معاذ بن جبل النسفى .