بدوام مراقبت و ظاهر [ را ] بمتابعت سنّت و حلال خوردن عادت گيرد « 1 » ، فراست او هيچ خطا نيفتد « 2 » .
ابو الحسين نورى را پرسيدند كه فراست از چه خيزد گفت خداى [ تعالى ] ميگويد فأذا سوّيته و نفخت فيه من روحى فقعوا له ساجدين [ هركه حظّ وى از آن نور تمامتر مشاهدت وى قوىتر و محكمتر وى بفراست راستتر نهبينى كه نفخ روحى را چگونه واجب گردد تا فريشتگان وى را سجود كردند چنانك حق تعالى گفت فأذا سوّيته و نفخت فيه من روحى فقعوا له ساجدين ] .
و اين [ سخن « 3 » ] كه ابو الحسين نورى گفته است اندك مايه اشكالى و ابهام دارد بذكر نفخ روح و بتصديق آن را كه ارواح قديم گويند و الّا نچنانكه ضعيفدلان آن را دريابند « 4 » كه هرچه نفخ و اتّصال و انفصال بر وى روا باشد تأثير را قابل باشد « 5 » و تغيّر اندرو آيد و اين نشان محدث بود و خداوند تعالى تخصيص كرده است مؤمنانرا بديدارها و نورها « 6 » تا بفراست چيزها بدانند « 7 » و آن بحقيقت معرفتها باشد « 8 » و برين حمل كنند قول پيغامبر [ عليه الصّلوة و السّلام كه گفت « 3 » ] .
المؤمن ينظر بنور اللّه اى « 9 » بعلمى و بصيرتى كه او را تخصيص كند « 10 » بدان
هامش
( 1 ) - مب : كند .
( 2 ) - مب : نكند .
( 3 ) - مب : ندارد .
( 4 ) - مب : گفت اندك مايه ابهامست بذكر روح و تصديق ايشان كى روح را قديم گويند و نه چنانست كى دل ضعفا مىنمايد .
( 5 ) - مب : و قابل تأثيرات بود .
( 6 ) - مب : به بصاير و انوار .
( 7 ) - اصل : بدانند بدان .
( 8 ) - مب : باشد ، مؤمنان را ببصاير . اصل : مطابق متن عربى است .
( 9 ) - مب : يعنى .
( 10 ) - مب : كرد .