تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
و هر گامى از آن او چندان بود كه چشم او ببيند « 1 » خداوند سبحانه و تعالى بفرمايد كه درختان كه بر ايشان ميوه بود و حوران بيايند گويند « 2 » نحن الخالدات فلا نموت و نحن النّاعمات فلا نبؤس ، ازواج قوم مؤمنين كرام . ما آنيم [ كه هرگز نميريم و جوانانيم كه هرگز ] پير نگرديم ، ما جفت مؤمنانيم و كوهها بينند از مشك [ سپيد « 3 » ] باد [ مىآيد و ] آن مشك بر ايشان نثار همىكند و آن را باد مثيره خوانند ، برين جملت همىآيند تا ببهشت عدن [ و آن قصبهء بهشت است « 3 » ] فريشتگان گويند يا رب قوم آمدند ، خداوند سبحانه و تعالى گويد [ مرحبا بالصّادقين ] مرحبا بالطّائعين حجابها از [ پيش ] چشمهاى ايشان [ برگيرند ] به خداوند تعالى نگرند ، از نور خداوند تعالى چنان گردند كه يكديگر را نبينند پس ايشانرا گويند با كوشكها شويد « 4 » يكديگر را بينند ، پيغامبر گويد صلّى اللّه عليه و سلّم اينست قول خداى تعالى ، نزلا من غفور رحيم « 5 » . و خلافست ميان عراقيان و خراسانيان اندر رضا [ كه ] رضا از احوالست يا از مقامات . خراسانيان گويند رضا از جملهء مقامات بود و اين نهايت توكّل است و معنى اين باز آن آيد كه بنده بكسب و حيلت به دو رسد . و عراقيان گويند رضا از جملهء احوالست و بنده را اندرين كسب نبود بلكه
هامش
( 1 ) - مب : و هر گامى كه مىنهند چندان باشد كه چشم كار نكند . متن عربى : فجاؤوا عليها تضع حوافرها عند منتهى طرفها . پس مؤمنان بر آن شتران بيايند كه گام آنجا نهند كه نهايت ديد آنها باشد . هر دو ترجمه غلط است . ( 2 ) - مب : و حق تعالى درختان آفريند پر ميوه و حورالعين مىآيند طبقهاء پر ميوه بر دست گرفته و مىگويند . مخالف متن عربى است . ( 3 ) - مب : ندارد . ( 4 ) - مب : پس گويند ايشان را با كوشكها بريد با هديهاء بسيار با كوشكها بشوند و همه . ( 5 ) - مب : پس گفت صلوات اللّه عليه نزلا من غفور رحيم اين بود .