تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
توفيق وى بينى و آن توفيق از جملهء نعمت خداى بود بر تو و او را بر آن ، شكر گوئى پس بر شكر ، شكر كنى و اين متناهى « 1 » باشد . و گفته‌اند شكر اضافت نعمت بود با نعمت كننده بفروتنى كردن ويرا . « 2 » ] جنيد گويد شكر آن بود كه خويشتن را اهل آن نعمت نبينى . [ رويم گويد شكر آن بود كه آنچ در وسع تو بود اندر آن بجاى آرى . و گفته‌اند كه شاكر آن بود كه بر موجود شكر كند و شكور ، آنك بر مفقود « 3 » شكر كند « 4 » . ] و گفته‌اند [ آنكه ] بر عطا شكر كند شاكر بود و آنك بر بلا شكر كند شكور بود « 5 » . ] جنيد گويد هفت ساله بودم و پيش سرى ايستاده بودم و جماعتى [ پيش او بودند و ] اندر شكر سخن همىگفتند ، مرا گفت يا غلام شكر چيست گفتم آنك در خداى تعالى عاصى نباشى « 6 » بنعمت او ، مرا گفت يا غلام زود بود كه حظّ تو از خداى زبان تو بود [ من برين همىگريستم كه سرى گفت ] . شبلى گويد شكر ديدن منعم بود نه ديدن نعمت . [ و گفته‌اند شكر موجود را بدارد و مفقود را صيد كند « 2 » ] . ابو عثمان گويد شكر عام بر طعام و لباس بود و شكر [ خواص ] بر آنچه بر دل ايشان درآيد از معانى .
هامش
( 1 ) - ظ : نامتناهى . مطابق متن عربى . ( 2 ) - مب : ندارد . ( 3 ) - اصل : مقصود . مطابق متن عربى اصلاح شد . ( 4 ) - مب : ندارد . متن عربى اضافه دارد : و يقال الشاكر الذى يشكر على الرفد و الشكور الذى يشكر على الرد و يقال الذى يشكر على النفع و الشكور الذى يشكر على المنع . ( 5 ) - متن عربى اضافه دارد : و يقال الشاكر الذى يشكر على البذل و الشكور الذى يشكر على المطل . ( 6 ) - اصل : نباشد .
الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 264 | ابو القاسم عبد الكريم القشيري / بديع الزمان فروزانفر