پس بگريست چنانك اشك بر سينهء او مىرفت « 1 » ، پس در ركوع شد و بگريست [ پس سجود كرد و بگريست ] پس سر برآورد و بگريست و همچنين ميكرد « 2 » تا بلال بيامد ، ويرا آگاهى داد به نماز گفتم يا رسول اللّه چرا چندين گريستى و خداى تعالى گناهان تو گذشته و آينده « 3 » بيامرزيده است گفت [ چرا ] بندهء نباشم شاكر و چرا چنين نكنم و اين آيت بر من [ خواندهاند و ] فرو فرستادهاند ، انّ فى خلق السّموات و الارض .
[ استاد امام ابو القاسم رحمه اللّه گويد « 4 » ] حقيقت شكر نزديك اهل تحقيق « 5 » مقرّ آمدن باشد بنعمت منعم بر وجه فروتنى « 6 » و برين وجه خداى تعالى را وصف كنند كه او شكور است بر طريق توسّع « 7 » و معنى اين بود كه بنده را جزا [ دهد ] « 8 » و مكافات كند بر شكر و جزاء شكر را ، شكر نام كرد چنانك گفت :
و جزاء سيّئة سيّئة مثلها .
و گفتهاند شكر از آنست كه بر عمل اندك ثواب بسيار دهد ، [ و از اينجا گويند چهارپايرا دابّهء شكور يعنى فربهى زيادت از آن پديدار آرد كه علف خورد و محتمل بود كه گويند حقيقت شكر ثنا « 9 » بود بر محسن بذكر احسان او پس شكر بنده خدايرا عزّ و جلّ ثناء او باشد بر وى به ياد كرد احسان او بر وى و شكر حق سبحانه و تعالى
هامش
( 1 ) - اصل : اشك وى بر سينهء من همىرفت . مب : مطابق متن عربى است .
( 2 ) - مب : همه شب برين حال بود .
( 3 ) - مب : از پيش و پس .
( 4 ) - مب : ندارد .
( 5 ) - مب : توحيد .
( 6 ) - مب : تذلل .
( 7 ) - اصل : و برين قول خداى تعالى وصف كرده است كه او شكور است توسع را .
( 8 ) - مب : ندارد .
( 9 ) - اصل : و ثنا .