و گفتى چگونه تسلّى بود از اندوه آنكس را كه اندوهش هر ساعت زيادت مىشود .
و گفتهاند كه اندوه از طعام بازدارد و هم از گناه « 1 » .
كسى را پرسيدند كه چه دليل بود بر اندوه مرد گفت بسيارى نالهء مرد .
سرىّ سقطى گفت خواهم كه هر اندوه كه مردمانرا است جمله بر من نهادندى .
و اندر حزن بسيار سخن گفتهاند و بيشتر بر آناند كه اندوه آخرت محمود بود اما اندوه دنيا ناستوده بود مگر ابو عثمان حيرى [ كه ] گويد اندوه به همه رويها فضيلت بود و زيادت ، مؤمن را كه بسبب معصيتى نبود زيرا كه اگر تخصيص نبود تمحيص بود .
و از يكى از پيران همىآيد كه يكى از شاگردان او به سفر شد ، گفت هر جا كه اندوهگنى را بينى از من سلام كن .
و از استاد ابو على [ دقّاق ] شنيدم كه يكى از پيران فرا آفتاب همىگفت آنگاه كه فرو خواست شد كه امروز بر هيچ اندوهگنى تافتى .
و هرگز هيچكس حسن بصرى را نديدى مگر پنداشتى كه بنوئى ويرا مصيبتى افتادست .
وكيع گويد كه چون فضيل فرمان يافت اندوه از پشت زمين برخاست . كسى از گذشتگان گويد نفيسترين چيزها كه بنده اندر صحيفت خويش ياود از نيكوئيها اندوه بود .
فضيل عياض گويد پيران گفتهاند بر هر چيزى زكات است و زكات عقل درازى اندوه بود .
ابو الحسين ورّاق گويد از ابو عثمان پرسيدم روزى ، از اندوه گفت اندوهگن را پروا نبود كه از اندوه خود بپرسد ، بكوش تا اندوه بدست آرى ، آنگاه هرچند كه خواهى مىپرس .
هامش
( 1 ) - متن عربى : و الخوف يمنع من الذنوب . و خوف از گناه بازدارد .