عبد العزيز بن عمير گويد نوعى از مرغان چهل روز گرسنگى كشيدند پس اندر هوا بپريدند پس از چند روز بازآمدند ، بوى مشك همىآمد از ايشان .
سهل بن عبد اللّه چون گرسنه بودى قوى بودى ، چون چيزى خوردى ضعيف شدى .
ابو عثمان مغربى گفت ربّانى بچهل روز نخورد و صمدانى بهشتاد روز نخورد .
ابو سليمان دارانى گفت كليد دنيا سير خوردن است و كليد آخرت گرسنگى .
كسى فرا سهل عبد اللّه گفت چه گوئى اندر شبانروزى يك بار خوردن ، گفت خوردن صدّيقانست گفت دو بار خوردن چه گوئى گفت اكل مؤمنان است گفت سه بار خوردن گفت اهل خويش را بگوى تا علف جائى ، بكند ترا .
يحيى بن معاذ گويد گرسنگى نور بود و سير خوردن نار و شهوت همچون هيزم ، ازو آتش تولّد كند ، آن آتش فرو ننشيند تا خداوند ويرا بسوزد .
ابو نصر سرّاج طوسى گويد كسى اندر نزديك پيرى شد طعامى پيش آورد گفت چندست تا هيچ نخوردهء گفت پنج روز گفت گرسنگى تو گرسنگى بخل بودست ، جامه داشتى و گرسنگى بردى اين گرسنگى درويشى نبوده است .
ابو سليمان دارانى گويد اگر از شام خويش لقمهء دست بدارم دوستر دارم از آنك آن شب تا روز قيام كنم .
ابو القاسم جعفر بن احمد الرازى « 1 » گويد ابو الخير عسقلانى را ماهى آرزوى همىآمد به چندين سال ، چون از جائى پديدار آمد حلال ، دست فراكرد تا بخورد استخوانى از استخوانهاى ماهى بانگشت وى فراشد بدان سبب دست از وى بداشت ، گفت يا رب كسى دست بشهوت حلال دراز كند چنين كنى آنك دست بشهوت حرام دراز كند با وى چكنى .
استاد ابو بكر فورك گويد رحمة اللّه عليه شغل عيال نتيجهء متابعت شهوت
هامش
( 1 ) - اصل : ابو جعفر احمد الرازى . مطابق متن عربى و شرح زكريا و گيسو دراز اصلاح شد .