گفتهاند زهد دست بداشتن از دنيا است بىتكلّف .
نصر آبادى گويد زاهد اندر دنيا غريب بود و عارف اندر آخرت غريب بود .
و گفتهاند هركه اندر زهد صادق بود دنيا بخوارى پيش او آيد . [ و از بهر اين گفتهاند اگر كلاهى از آسمان فرو افتد بر سر آن افتد كه نخواهد آن را .
جنيد گويد زهد تهى دليست بر آنچه دست ازو خاليست ] « 1 » .
ابو سليمان گفت صوف علامتى است از علامتهاى زهد نبايد كسى كه صوفى اندر پوشد قيمت آن سه درم ، اندر دلش رغبت صوفى بود كه پنج درم ارزد « 2 » .
و پيشينگان اندر زهد اختلاف كردهاند . سفيان ثورى گويد و احمد حنبل و عيسى بن يوسف و پيران ديگر كه زهد اندر دنيا كوتاهى املست « 3 » .
عبد اللّه مبارك گويد زهد ايمنى بود بخداى با دوستى درويشى « 4 » .
[ عبد الواحد بن زيد گويد زهد دست بداشتن دينارست و درم « 5 » ]
يوسف اسباط گويد از علامتهاى زهد آنست كى بداند كه بنده زهد نتواند ورزيد الّا بايمنى بخداى .
هامش
( 1 ) - مب : ندارد .
( 2 ) - مب : بو سليمان گويد از علامت زهد آنست كه اين كس صوفى در پوشد كه قيمتش سه درم بود و اندر دلش رغبت صوفى باشد كه پنج درم قيمت دارد . اصل : مطابق متن عربى است .
( 3 ) - مب : متن عربى اضافه دارد : و هذا الذى قالوه يحمل على انه من امارات الزهد و الاسباب الباعثة عليه و المعانى الموجبة له .
( 4 ) - متن عربى : و به قال شقيق البلخى و يوسف بن اسباط و هذا ايضا من امارات الزهد فانه لا يقوى العبد على الزهد الا بالثقة باللّه تعالى . و شقيق بلخى و يوسف اسباط هم بر سخن ابن مبارك رفتهاند و آن نيز از نشانهاى زهد است زيرا بنده زهد نتواند ورزيد مگر با وجود ايمنى دل بخداى تعالى . مب ، اصل : هر دو نادرستست با اين تفاوت كه در « اصل » مطلب جابجا شده است .
( 5 ) - مب : ندارد .