و گروهى گفتهاند كه زهد اندر حرام واجب بود و اندر حلال فضيلت زيرا كه اندكى مال و بنده در آن راضى و صابر بدانچه خداى تعالى او را داده بود و قانع بهتر از فراخ دستى و توسّع در دنيا « 1 » . بدانچه حق تعالى خلق را زهد فرمودست اندر دنيا بقوله تعالى قل متاع الدّنيا قليل و آيتهاى ديگر هم اندرين معنى آمدست و اندر ذمّ دنيا « 2 » .
و گروهى گفتهاند چون مال اندر طاعت نفقه كند و حال خويش اندر صبر داند و تعرّض نكند بدانچه نهى كردست شرع اندر حال تنگدستى « 3 » ، آنگاه زهد وى اندر مال حلال تمامتر بود .
و گروهى گفتهاند نبايد كه بنده به ترك حلال بگويد بتكلّف و زيادتى نجويد در آنچه بدان محتاج نيست « 4 » و گوش با قسمت دارد « 5 » اگر مال حلالش دهند شكر گويد و اگر ويرا بر حدّ كفاف بدارند اندر طلب زيادت تكلّف نكند و نيكوترين خداوند درويشى را صبر بود ، و خداوند مال را شكر اولىتر بود .
اندر زهد سخن گفتهاند هر كسى از وقت خويش و بر اندازهء خويش .
از سفيان ثورى همىآيد كه زهد اندر دنيا كوتاهى املست بدان نيست « 6 » كه جامه خشن پوشى و طعام خشن « 7 » خورى .
هامش
( 1 ) - اصل : زيرا كه تنگدستى بنده از مال و صبر كردن بر آن و رضا دادن .
( 2 ) - مب : و جز اين آيات ديگر در نكوهش دنيا و تزهيد در آن فرمودن .
( 3 ) - مب : و حال او در صبر كردن و دست بداشتن از آنچه شرع نهى كرده است در حال دست تنگى معلوم شود .
( 4 ) - مب : بايد كه بنده ترك حلال بتكلف بجاى آرد و اختيار نكند . متن عربى : ينبغى للعبد ان لا يختار ترك الحلال بتكلفه و لا طلب الفضول مما لا يحتاج اليه . بنده را سزد كه ترك حلال و فضول زندگى كه بدان حاجت ندارد بتكلف و ميل خود اختيار نكند .
( 5 ) - اصل : با قسمت مىگردد .
( 6 ) - مب : نه آنست .
( 7 ) - مب : غليظ .