تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
بفضول « 1 » [ و ] با خداى بر مقام اتّفاق ايستاده بود . ابن عطا گويد تقوى را ظاهر و باطن است ظاهر وى نگاهداشتن حدّها است [ و باطن وى نيّت و اخلاص « 2 » ] . ذو النون گويد « 3 » زندگانى نيست مگر با مردمان كه دل ايشانرا آرزومند بود بتقوى و نشاط بود بذكر ايشانرا « 4 » . [ و ] گفته‌اند تقوى بر دو سه چيز دليل بود « 5 » بنيكوئى توكّل در آنچه اندر دست او نيست و نيكوئى رضا بدانچه يافته بود « 6 » و نيكوئى صبر بر آنچه از وى درگذرد . طلق بن حبيب گويد تقوى عمل است بطاعت خداى بر نورى از خداى ، از بيم عقوبت خداى . ابو حفص گويد تقوى اندر حلال محض است و بس . ابو الحسين زنجانى گويد هركه سرمايهء وى تقوى بود زبانها كند « 7 » گردد از بسيارى سود او . واسطى گويد تقوى آنست كه از تقوى خويش متّقى بود يعنى از رؤيت آن .
هامش
( 1 ) - مب : باطن خويش بعلالات . ( 2 ) - مب : ندارد . ( 3 ) - ترجمهء اين بيت است كه در متن عربى آمده است :فلا عيش الا مع رجال قلوبهم * تحن الى التقوى و ترتاح للذكرو اين بيت را اضافه دارد :سكون الى روح اليقين و طيبه * كما سكن الطفل الرضيع الى الحجركه در شرح عربى و شرح گيسو دراز نيامده است و در نسخهء مترجم « اصل ، مب » ظاهرا نبوده است . ( 4 ) - مب : مگر با كسانى كه دل ايشان آرزومند بود بتقوى و نشاطى بود بذكر . ( 5 ) - مب : سه چيز است كى بر تقوى مرد دليل كند . ( 6 ) - مب : در آنچ بوى رسد . ( 7 ) - مب : گنگ .