باب ششم در خلوت و عزلت
ابو هريره گويد رضى اللّه عنه كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم گفت « 1 » بهترين زندگانى مرد « 2 » آنست كه مردى بود عنان اسب خويش گرفته ، اندر سبيل خداى هرجا كه آوازى برآيد يا بيمى بود بر پشت اسب بود ، مرگ همىجويد يا كشتن [ و ] يا مردى كه گوسفندان دارد در غارى ازين غارها يا رودى ازين رودها « 3 » و نماز بپاى ميدارد و زكات مىدهد و خدايرا همىپرستد تا آنگهى كه مرگ آيد ، او نيست از مردمان مگر در خير .
استاد امام گويد رحمه اللّه كه خلوت صفت اهل صفوت [ بود ] و عزلت از نشانهاى وصلت بود [ و مريد ] و مبتدى را چاره نبود از عزلت اندر اوّل كار از ابناء جنس او و اندر نهايت از خلوت تا متحقّق شود وى با انس وى و حق بنده چون عزلت اختيار كرد آنست كى اعتقاد كند كى بدين عزلت سلامت خلق ميخواهد از
هامش
( 1 ) - مب : حديث را به عربى آورده است .
( 2 ) - مب : معايش مردمان .
( 3 ) - مب : يا وادييى ازين واديها .