ابو نصر سرّاج طوسى گويد سهل بن عبد اللّه را پرسيدند هم از توبه « 1 » وى نيز گفت آنك گناه را فراموش نكنى ، جنيد را پرسيدند هم از توبه « 1 » وى گفت آنك گناه را فراموش كنى . ابو نصر گفت سهل اشارت باحوال مريدان كرد كى يك بار ايشانرا بود و يك بار بر ايشان و جنيد اشارت فرا توبهء محقّقان كرد [ كه ] گناه ياد نكنند از آنچه اندر دل ايشان بود از عظمت خداى عزّ و جلّ و دوام ذكر .
رويم را پرسيدند از توبه گفت « 2 » توبه كردن از توبه .
ذو النّون مصرى را پرسيدند از توبه ، گفت [ توبهء ] عوام از گناه [ بود ] و توبهء خواصّ از غفلت .
نورى را پرسيدند از توبه ، گفت توبه آنست كه از هرچه دون از خدايست عزّ و جلّ توبه كنى .
عبد اللّه بن علىّ بن محمّد التميمى گويد فرق بسيار بود ميان تائبى كى توبهء وى از زلّات « 3 » بود و ميان تائبى كى توبهء وى از غفلات بود و ميان تائبى كه توبهء وى از رؤيت حسنات بود .
واسطى گويد توبهء نصوح آن بود كى بر صاحب او اثر معصيت نماند پنهان و آشكارا و هركه توبهء وى نصوح بود باك ندارد كه چون خسبد و چون خيزد « 4 » .
يحيى بن معاذ گويد يا رب نگويم كه توبه كردم و نيز باز آن نگردم « 5 » و ضمان
هامش
( 1 ) - اصل : ازين .
( 2 ) - مب : توبه آن بود كى هرچه دون خداى است از آن توبه كنى . هم رويم را پرسيدند از توبه گفت . اصل : مطابق متن عربى است . قول اول در متن عربى منسوبست به ابو الحسين نورى .
( 3 ) - مب : از ديدن زلات .
( 4 ) - اصل : بامداد و شبانگاه وى از هرگونه كه باشد پاك برآرد . ظ : باك ندارد .
( 5 ) - مب : باز سر آن نشوم .