تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
از بيم عقاب بود و توبهء استجابت آن بود كه توبه كند شرم داشتن از كرم او « 1 » . ابو حفص را گفتند چرا تائب دنيا را دشمن دارد گفت از بهر آنك سرائى است كه در آنجا گناه كردست گفتند او را ، هم اين سراى است كه خدايش در آنجا گرامى كرد بتوبه گفت از گناه بر يقين است و از توبه فرا پذيرفتن بر شك . [ واسطى گويد طربى اندر داود عليه السلام فرا ديدار آمد از حلاوت طاعت ، باندوه و از حسرت بدل شد و او اندرين حال تمامتر بود از آنك در آن‌وقت كه كار بر وى پوشيده بود . پيرى گفته است كه توبهء دروغ زنان بر سر زبان باشد يعنى قوله استغفر اللّه . « 2 » ] ابو حفص را پرسيدند از توبه گفت بنده را از توبه هيچ‌چيز نيست زيرا كه توبه بازو است نه ازو . گويند خداى عزّ و جلّ وحى كرد بآدم كه يا آدم تو فرزندانرا رنج و اندوه ميراث گذاشتى ، و من ايشان را توبه گذاشتم هركه مرا بخواند ازيشان بدعاى تو لبّيك كنم ايشانرا چنانك ترا كردم . [ يا آدم ] مردمان تائب را برانگيزم از گور همه شادان و خندان و دعاى ايشان همه مستجاب كنم . مردى رابعه را گفت گناه بسيار كرده‌ام اگر توبه كنم فرا پذيرد گفت نه [ و ليكن ] اگر توبه دهد توبه كنى . و بدانك خداى تعالى گفت انّ اللّه يحبّ التّوّابين و يحبّ المتطهّرين هركه زلّتى كند ازان زلّت بر يقين باشد چون توبه كند از قبول توبه بر شك بود . [ كى شرط توبه آنست كى مستحقّ محبّت گردد و تا بندهء عاصى بدان رسد كه امارات محبّت خداى بيابد دورست ] واجب باشد بر بنده چون بدانست كه چيزى
هامش
( 1 ) - مب : كى از خداى تعالى شرم دارد . ( 2 ) - آنچه ميان [ ] است در « مب » نيست .