به عهدش ز سلجوقيان تاجور * محمّد بد و بركيارق دگر
ز خوارزمشاهى محمّد همان * براهيم مسعود غزنينيان
پس آنگاه مسعود فرزند او * نبيرهش اسلانشه شيرخو
همه با خليفه به دل يكزبان * نبودى كس او را به جان بدگمان
20 در الموت بودى حسن همچنان * به دعوتگرى مشتغل « 1 » آن زمان
هامش
( 1 ) ( ب ) . در اصل : مشتعل .