بر آن ملك موسى شده كامران * به پيكار داعىّ حق شد روان
دو لشكر به نزديك رود ابهر * بيكره ز پيكار ديدند بهر
در آن كار موسى به حيلت فزود « 1 » * ز دانش در آن كار رنگى نمود
به ره بر بسى نفط اسپيد ريخت * پس از پيش دشمن به زودى گريخت
35 در آن داعى حقّ برافراشت بال * همى رفت در پى ز بهر جدال
ز نفطى زمين چونكه هردو گذشت * به پيكار موسى سبك بازگشت
بزد بر بدانديش چون فيل مست * به يك حملهشان زود بر هم شكست
پس آنگاه در نفط آتش فگند * دو رويه به دشمن رسيدى گزند
ز شمشير و آتش در آن كارزار * عدو را بيكباره شد كارزار
40 گمان برد هركس كه اندر جدال * خدا آتش افگند در بدسگال
به داعى حقّ اعتقادى ازين * كسى را نماند اندر آن دشت كين
گريزنده داعىّ حق ز اين ديار * به ملك طبر رفت ناچار خوار
بدان ملك قانع شد آن پادشاه * پس از نوزده سال گشت او تباه
دو صد بود تاريخ و هفتاد سال * كه بودش به ديگر سرا انتقال
45 محمّد برادرش آن جايگاه * بر آن مملكت شد پس او پادشاه « 2 »
بُد او نيز تا هيجده « 3 » سال امير * از آن پس بر او شد بدانديش چير
به پيكار سامانيان شد تباه * دگر كس نگشتند از آن قوم شاه
وفات امام معصوم على نقى ، « 4 » رضى اللّه عنه
چو شد بر دو صد بيش پنجاه و چار « 5 » * مه هفتمين كرد ناگه گذار
امام گزين فخر آل رسول * تبار « 6 » على نور چشم بتول
50 على آنكه او را نقى « 7 » بُد خطاب * امام دهم بود اندر حساب
هامش
( 1 ) ( ب 33 ) . در اصل : فرود .
( 2 ) ( ب 45 ) ( دوم ) . سب : پس از وى بران مملكت بود شاه .
( 3 ) ( ب 46 ) . در اصل و سب : هجده .
( 4 ) ( عنوان ) . در اصل وفات امام معصوم على تقى ؛ سب : تقى
( 5 ) ( ب 48 ) . در اصل و سب : بنجاه جار .
( 6 ) ( ب 49 ) ( دوم ) . در اصل : بيار .
( 7 ) ( ب 50 ) . در اصل : تقى .
امام نقى را پنج فرزند بود . حسن العسكرى ، حسين ، محمّد ، جعفر ، عايشه . ( تاريخ بناكتى ، ص 115 ) .