قتل سپاه بابك در جنگ افشين « 1 » « 2 »
وز اين روى افشين « 3 » و جنگى سپاه * بدان درّه رفتند پيكارخواه
به فرمان بابك سپهدار او * كه آذين « 4 » بدش نام ، شد جنگجو
240 زن و بچه مىبرد با خويشتن * شدش مانع آن مهتر تيغزن
به دو گفت آذين : « 5 » « از آن بدسگال * چه انديشه باشد مرا در جدال »
زن و بچه برد و به كوهى نشاند * وز آنجا به پيكار افشين « 6 » براند
شد آگاه افشين « 6 » ز كردار او * دو لشكر فرستاد در كار او
مظفّر « 7 » يكى مير و ديگر ظفر « 8 » * برفتند با لشكرى نامور
245 ظفر با سپه همچو غرّنده شير * بزد بر زن و بچهء او دلير
بسى مردمان را سرآورد زير * بسى كرد از ايشان ز مردى اسير
مظفّر ز راهى دگر همچنين * بر آهنگ آذين شدى پر ز كين
چو آذين « 9 » شد آگه ز كار عيال * نبودش در آن كار جاى جدال
ز ره باز گرديد و شد رزمساز * پس و پيشِ او لشكر آمد فراز
250 بكشتند از لشكرش بىكران * گريزنده « 10 » شد ز اين سبب ز آن سران
بناچار نزديك بابك كشيد * نكوهش بر اين بهره ز اويش « 11 » رسيد
دگر روز افشين « 12 » و جنگى سپاه * در آن درّه رفتند پيكارخواه
به پايانِ قلعه فرود آمدند * ز قلعه همه جنگجويان شدند
دو مه روز و شب جنگ و پيكار بود * ز يكرو نديدند از آن كار سود
هامش
( 1 ) عنوان . در اصل : اقسين .
( 2 ) سب : عنوان ندارد .
( 3 ) ( ب 238 ) . سب : اقسين .
( 4 ) ( ب 239 ) . ( دوم ) . در اصل و سب : آدين - آذين بن هرمزان - سردار بابك : « بابك سرهنگى با ده هزار مرد به حرب او ( افشين ) فرستاد نام او آذين » . ( تاريخنامهء طبرى ، روشن ، ص 1264 ) .
( 5 ) ( ب 241 ) . در اصل و سب : آدين .
( 6 ) ( ابيات 242 و 243 ) سب : افسين .
( 7 ) ( ب 244 ) . مظفّر بن كيدر ( ترجمهء تاريخ طبرى ، ج 13 ، ص 5826 ) .
( 8 ) ( ب 244 ) . ظفر بن علاء سعدى [ احتمالا سغدى ] ( ترجمهء تاريخ طبرى ، ج 13 ، ص 5825 ) .
( 9 ) ( ب 248 ) . در اصل و سب : آدين .
( 10 ) ( ب 250 ) ( دوم ) . در اصل : گريرنده .
( 11 ) ( ب 251 ) ( دوم ) . در اصل : ز اويس .
( 12 ) ( ب 252 ) . سب : اقسين .