270 سمرقنديان صلحجو زين سبب * در آن حال گشتند ز قومِ عرب
بر آن آشتى شد دِرم ز آن ديار * رسانند دوباره هزاران هزار
ز بَرده هميدون هزاران هزار * دهند تا شود آشتى آشكار
ز شهر سمرقند يك نيمه بيش * از اين كار آمد در اين پاك كيش
مسلمان در او كرد بتخانه پست * بُتان را همى سوختند و شكست
275 از اين كار كافر شدى شادمان * كه شومى به مؤمن رسد بىگمان
بگفتند : « چون بر خدايانِ ما * بدى مىكنند بد بُوَدْشان جَزا
مسلمان از اينروى با آن بتان * فزون كرد خوارى همى آن زمان
وز آن بيشتر يافت از حق ثواب * فزونتر از آن كار شد كامياب
در آن شهريك دخترِ ماهرو * كه از تخم شه يزدگرد آمد او
280 پدر نامِ او كرده شاه آفريد * ز روى اسيرى به مؤمن رسيد
قتيبه روان كرد او را به راه * به حجّاج با خمس از آن جايگاه
فرستاد حجّاج پيشِ وليد * وليدش ز خوبى به جفتى گزيد
پسر زاد ز آن ماه پيكر وليد * كه شد پادشا نام بودش يزيد « 1 »
قتيبه به شهرِ سمرقند در * نكو جامعى كرد و آمد به در
285 سوى مَرو با گشن لشكر كشيد * در آن شهر تا چندگاه آرميد
به جنگى دو كشور برانداخته * جهانى به فرمان خود ساخته
وفات زين العابدين على « 2 » بن الحسين ( رضعهما )
از آن پس على زين العابدين « 3 » * كه او بود مانده ز نسلِ حسين
هامش
( 1 ) ( ب 283 - 279 ) . طبرى 9 / 3860 ، حمزة بن بيض گويد : قتيبه در سغد خراسان ، دخترى از فرزندان يزدگرد به دست آورد و گفت : آيا به نظر شما فرزند اين ناخالص خواهد بود ؟ گفتند : آرى ، ناخالص خواهد بود ، از طرف پدرش . گويد : قتيبه دختر را پيش حجاج فرستاد كه حجاج نيز او را پيش وليد فرستاد كه يزيد بن وليد بن عبد الملك را از او آورد . در تاريخ يعقوبى 2 / 310 : نامش را شاهفريد و شاهفرند نيز آورده است .
دختر فيروز بن يزدجرد بن شهريار بن كسرى .
( 2 ) عنوان . در اصل : زين العابدين بن على .
( 3 ) ( ب 287 ) . على بن الحسين بن على بن ابى طالب ( ع ) از شهربانو يا سلامه يا سلافه ، دختر يزدجرد بن شهريار يا -