تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 2

مساهمون:

ص٢
چو از كار سيّد بپرداختى * وز آن نامه دانش برافراختى سزد كز صحابه سخن نو كنى * وز آن باغ گفتار بىخو كنى سخن گسترى سازى از راشدين * به معنى و صورت ز دنيى و دين برافرازى اعلام اسلام را * براندازى اوضاعِ اصنام را 25 به صنعت درآرى ز درياى دين * به غوّاص انديشه دُرّ يقين فروزان كنى بر سپهرِ مقال * مه دولت و مهر دين بىزوال به باغِ خرد ميوهء سرورى * به بار آورى در سخن گسترى ز كانِ هنر گوهر داد و دين * برآرى لطيف و روان و ثمين چو ايشان ز فرمودهء مصطفى * نگشتند هرگز زمانى جدا تو هَم در سخنشان جدايى مجو * بگو حالشان هم به نظمى نكو كه اندر مكافات آن كردگار * ببخشد گناهت به روزِ شمار كند حشر با آن بزرگان ترا * به زير لوا آردت مصطفى به ارشاد روح القدس اين زمان * به كار صحابه ببندم ميان كه از بهر طبع آب نظم روان * به رود سخن « 1 » زود گردد روان 35 شود باغِ تاريخ سيراب از آن * چو خرّم بهارى بَرى از خزان زِ هر در سخن ميوه‌ها اندرو * دگرگونه هريك به رنگ و به بو كه چندان‌كه مردم بَرند روزگار * در آن باغ ميوه بود برقرار » كنون كار آن سروران گوش كُن * ز گفتار مستوفى خوش سَخُن
هامش
( 1 ) ( ب 34 ) . در اصل : برو و سخن .