[ خلافت خلفاى راشدين ( رضوان اللّه عليهم اجمعين ) سى سال ]
[ ديباجه ]
از آن پيشتر بر فلك صبحگاه * برآرد نشانِ سفيد از سياه
درآرد سر بخت عالَم ز خواب * رسد كارها را ز نو رنگ و آب
دهد پرتو صبحِ صادق خبر * جهان را دگرباره از نورِ خور
به مردم دراندازد از حرص سوز * به هرچيز هركس برآرند روز
5 درآمد سرِ بختم از خوابِ خوش * برآمد ز جا دست كرده به كش
وضو كرد و آمد به جاى نُماز * نياز آوريده بَرِ بىنياز
به رسم تهجّد زمانى دراز * همى كردم از ذوقِ طاعت نماز
چنان ذوقِ آن كرد در من اثر * كه كرد از خودىّ خودم بىخبر
نماند ايچ از آن ذوق در من منى * سروشى شدم نفس آهرمنى
10 روانم از اين منزل آب و گِل * روان شد بدان عالم جان و دل
مقامات لطف و جمال و جلال * تأمّل همى كرد و مىديد حال
ز روح القدس يافت ناگه خطاب * كه : « اى بخت نيكت شده كامياب
مپندار كين پايه و دستگاه * ز طاعت ترا داد لطف آله
كه گر طاعت ابن ادهم ترا * بود هم نيارد به يك جو بها
15 خدا قهر و لطف از خدايى كند * نه از فسق و نز پارسايى كند ( 196 )
نشايد ز طاعت شدن عفو جو * نه از فسق نوميد گشتن ازو
بسا رانده زاهد ز كاهى زِ در * بسا خوانده فاسق به آهى به بر
كند هرچه خواهد خداوندگار * ندارى به كار خداوند كار
تو اين پايگه ز آن سبب يافتى * كه در نظم تاريخ بشتافتى
20 چو گفتى حكايات فخرِ بشر * از آن دادت اين پايگه دادگر