پادشاهى معاوية بن ابى سفيان بر ايران « 1 » به تسلّط و تغلّب ، نوزده سال و چهار ماه
چو كرد از خلافت جدايى حسن * به دو آمد آن سرورى بىسخن
بُدش شصت و دو سال آن روزگار * از آن بيست و سه سرورِ آن ديار
به عقلِ معاش و به تدبير و را * زِ هركس فزون بود پايه ورا
عُمر ، كسراىِ تازيان خواندش * به پايه از اين در سخن راندش
5 به دل سنّيان بد ندانند ورا * امير خطاكار خوانند ورا
چو بُد يافته صحبتِ مصطفى * نوشته ز بهرش كلامِ خدا « 2 »
ز طعن و ز لعن از پىِ كار او * از اينرو در اين كار پيچند رو
هامش
( 1 ) عنوان . در اصل : پادشاهى معاوية بن ابى سفيان بر ايران : احتمالا « بر شام » . حمد اللّه مستوفى براى بنى اميّه خلافت قائل نيست و از عنوان پادشاهى استفاده كرده است .
در اصل : نود سال و چهار ماه . در طبرى 7 / 2889 آمده است : ابو معشر ، مدت خلافتش را نوزده سال و سه ماه ، سعيد بن دينار ، نوزده سال و سه ماه و 27 روز ، على بن محمد ، نوزده سال و دو ماه و سه روز ، هشام بن محمد ، نوزده سال و سه ماه ، چند روز كم ، ذكر كردهاند .
( 2 ) ( ب 6 - 5 ) . در اصل : بدل سفيان بد دانند ؟ ؟ ؟ ورا . : معاوية بن ابى سفيان صخر بن حرب بن امية بن عبد شمس بن عبد مناف ، و مادرش ، هند بنت عتبة بن ربيعة بن عبد شمس . در اينكه معاويه را يكى از نويسندگان پيامبر ( ص ) مىدانند ، اختلاف است كه چه مىنوشت . آنچه محققان اهل سيره برآنند ، اين است كه وحى را على ( ع ) و زيد بن ثابت و زيد بن ارقم مىنوشتند و حنظلة بن ربيع تميمى و معاوية بن ابى سفيان نزد پيغمبر ( ص ) مىنشستند و نامههاى وى را به سلاطين و رؤساى قبايل و همچنين اموال صدقات كه دريافت مىشد ، و در ميان صاحبان آن تقسيم مىگرديد و ساير نيازمنديهاى پيغمبر ( ص ) را مىنوشتند . بنابراين كتابت وحى به وسيلهء معاويه امرى مورد ترديد است .
( تاريخ فخرى 140 به نقل از شرح ابن ابى الحديد 1 / 112 ) .