خلافت امير المؤمنين ، اسد اللّه الغالب ، علىّ بن ابى طالب چهار سال و نه ماه « 1 »
بگويم كنون داستان على « 2 » * سر اولياء مايهء پُردلى
جهانِ فتوّت سپهر عطا * محيط مروّت سحاب سخا
مكانِ صفا كان علم و يقين * معان وفا عونِ اسلام و دين
سپهرِ خِرد ، بحر فرزانگى * روان هنر ، جانِ مردانگى
5 نياى امامان ، سرِ اوليا * شهِ دين پناهان ، مِه اتقيا
لقب مرتضى و وصّىِ رسول * نسب ابن عمّ ، جفت پاكِ بتول
به معنى شده كعبهء اهل دل * نه زين صورت فانى آب و گِل
كه جز وى نزاده در آن خانه كس * گر او را خود اين يك شرف بود بس
فصاحت ز تقرير او ديده ارج * بلاغت ز تحرير او برده نهج
10 شجاعت ز مردىّ او آشكار * وز اين شيرِ خود خواندش كردگار
به عِلم اوستاد همه عالمان * هرآن كوست شاگرد او عالم آن
از او حلّ شده سربهسر مشكلات * تنِ علم را دانشِ او حيات
همه عالِمان پيش او خوشهچين * نبى گفته در حقِ او اينچنين
- منم شهرِ علم و عليّم دَر است * دُرست اين سخن قول پيغمبر است - « 3 »
هامش
( 1 ) عنوان . در اصل : خلافت امير المومين .
( 2 ) ( ب 1 ) . على بن ابى طالب بن عبد المطلب ، مادرش فاطمه بنت أسد بن هاشم بن عبد مناف .
( 3 ) ( ب 14 ) . در شاهنامه حاشيهء ظفرنامه حمد اللّه مستوفى ص 11 آمده است : -