ببردند در روضهء مصطفى * سپردند در خاك آنجا ورا
سرش پيش كتفِ خديو انام * نهادند و كردند كارش تمام
1385 فرستاد هركس بَر او بَردرود * خنك آنكه او را تواند ستود
حليهء ابو بكر صدّيق ، رضى اللّه عنه
كنون حليه و وصف آن يارِ غار * كه چون بود شكلش زِ من گوش دار
به تن بُد نزار و به بالا دراز * به چهره سپيد و به اندام ساز
به هم بود پيوسته ابروى او * سپيد و تُنُك ريش بَر روى او
به حنّا همى گه گهى كرد رنگ * نه از بهر زينت بَل از بَهر جنگ
1390 سيه چشم و درگو و باريكبين * پهن بود و بىچين و كينش جبين
به سينه بَرَش موى بُد اندكى * بُدش نيز بر دست و پا يك يكى
به غيرت درشت و به خُو بود نرم * به گفتار شيرين ، به رفتار گرم
در اوّل بُدى كار بَزّازيش * در اسلام بگذشت ز آزاديش
بَر او صد هزاران درود و سلام * ز ما باد تا وقت يوم القيام
1395 ز ازواج و اولاد او اين زمان * سخن كرد بايد به خوبى عيان
ذكر ازواج و اولاده ، رضى اللّه عنهم
ورا چار زن بُد يكى قبله نام « 1 » * ز قوم بنى عامر خويشكام
كه اسماء و عبد اللّه آمد ازو * زنى پاكتن بود و پاكيزهخُو
دوم امّ رومان « 2 » ز قوم فراس * زنى پرخرد بود و نيكىشناس
از او عبد رحمن فرخنده زاد * همان عايشه بود ازو در نژاد
1400 دگر امّ كلثوم « 3 » بُد دخترش * كه بُد طلحه عمّزاده و شوهرش
هامش
( 1 ) ( ب 1396 ) . طبرى 4 / 1568 نامش را « قتيله بنت عبد العزى بن عبد بن اسعد » آورده ، كه ابو بكر در جاهليّت او را به زنى گرفت .
( 2 ) ( ب 1398 ) . امّ رومان بنت عامر بن عميره . در جاهليت او را به زنى گرفت .
( 3 ) ( ب 1400 ) . در طبرى 4 / 1568 آمده : كه حبيبه بنت خارجه ، امّ كلثوم را به دنيا آورد .