- در جنگ خيبر پس از بروز قهرمانيهاى بسيار از مولاى متّقيان ، بويژه غلبه بر عمرو عنتر ( عمرو بن عبدودّ ) ، پيامبر ( ص ) او را دعا فرمودند :
على گشت پيروز در رزمگاه * بر مصطفى آمد آن رزمخواه
دعا كرد او را رسُول إله * كه او بود پشت و پناه سپاه
دل كافران شد شكسته از اين * دگر كس نيارست از او جُست كين
از آن پس هر آنكس كه نامش شنيد * تو گفتى روانش ز تن برپريد »
- بعد از آن كه پيامبر اكرم ( ص ) در باب « حديث إفك » نظر مولاى متّقيان را جويا شدند ،
« على گفت : « چندين چه پيچى از اين ؟ * رها كن ورا ، ديگرى كُن گزين
نه جز او دگر زن نكوروى نيست * دگر خواه اگر در دلت زو شكيست »
ازاينروى با مرتضى عايشه * نبُد بعد از آن باصفا عايشه »
- كتابت صلحنامهء حديبيّه به توسّط حضرت على ( ع ) به حكم پيامبر :
« به حكم پيمبر على آن زمان * نوشتى همى عهدنامه در آن
- توسّل ابو سفيان به حضرت ( على ) و تقاضاى وساطت از ايشان نزد رسول اللّه ( ص ) :
« به پيش على رفت از اين كار صخر * از او كرد درخواه بسيار صخر
على هم نپذيرفت ، از فاطمه * همان بود درخواستش كز همه
به دو فاطمه گفت : « كار زنان * نباشد چنين كار ، بگذر از آن »
چو از هيچ جايش اميدى نماند * بناچار بر سوىِ مكّه براند »
- فرستادن حضرت رسول ( ص ) على مرتضى ( ع ) را به نيابت از جانب خود براى جبران خطاى خالد بن وليد در فتح مكّه :
« چو زين آگهى پيشِ سيّد رسيد * دژم گشت ، ازاينروى درهم كشيد
چنين گفت با مرتضى مصطفى : * به جاى جفا كرد بايد وفا
به قوم جُذيْمه شو اندر زمان * همه دلجويى كن از آن مردمان
به حكم پيمبر على شُد به راه * بيامد به نزديكى آن سپاه
رضاى دل همگنان بازجُست * ز تدبير او شد شكسته درست
كسى را كه كشته بُدند ، خونبها * بدادو وازآن كرد تُندى رها