ز نجران على اندر آمد ز راه * بيامد به پيش رسولِ إله
نبى گفت : « إحرام چون بستهاى * به هر دو گر از يكى رستهاى ؟ »
على گفت : « من پيروم مر ترا * چنان بستهام بسته است مصطفى
چو قربان نبود اندر آنجا ورا * شريك خودش كرد از آن مصطفى
- به هنگام بيعت گرفتن عمر بن خطّاب از براى ابو بكر :
« از اين گفتوگو خاست بانگ و فغان * سخن گفت هريك دگرگون در آن
سخن اندر آن خواست گشتن دراز * به بيعت عمر كرد دستش فراز
ابو بكر را دست بگرفت مرد * ز بيعت بر او بر سخن ياد كرد
ابو بكر با او ز سادهدلى * « اقيلونى و » گفت : « فيكم على »
- پيش از رحلت حضرت رسول از آن جناب در باب غسلدهندهء ايشان سؤال شد ،
بگفتند : « غسلت كه آرد به جا ؟ * بگفت : « آنكه نزديكتر مر مرا »
بگفتند : « كه شخصت سپارد به خاك ؟ » * بگفت : « آنكه از تخمهء ماست پاك »
- و بعدا ، در هنگام غسل پيامبر ( ص ) ؛ سروده است :
غلامان بر او ريختند آب را * همىشستى او را على مرتضى
- و نيز در هنگام دفن جسد مبارك آن حضرت گفته است :
پس آن شش كه او را بشستند پاك * سپردند در گور او را به خاك
خاتمه
متن ظفرنامه به لحاظ واژگان ( اعم از مفردات و تركيبات و كاربردها ) واجد ارزشهاى قابل توجّه و ويژه است . همانگونه كه پيش از اين اشاره شد ، بر اثر ممارست صاحب ظفرنامه در كار شاهنامهء فردوسى و تحت تأثير دورهء زبانى قرنهاى چهارم و پنجم بهنحوى شگفتانگيز و در عين حال گسترده و جاافتاده و بسيار طبيعى ، حامل گنجينهاى از لغات و