« محمّد ز جبريل نامش بجُست * به دو گفت : « هارون شمارش درست
كه او بود در پيش موسى چنان * على هست نزديك تو اين زمان »
- بنا به « حديث فراش » در شب هجرت حضرت رسول ( ص ) از مكّه ، به خواست آن حضرت ، صلى اللّه عليه و آله ، امام على ( ع ) در جاى ايشان خوابيد :
« على را چنين گفت سيّد كه : « من * روان گشت خواهم از اين انجمن
كه كفّار بر من كمين كردهاند * دل جاهلان پُر ز كين كردهاند
برآنند امشب كنندم تباه * به فرمان حقّ رفت خواهم به راه
تو امشب در اين خانه آرام جُو * وز اين كار اندر جهان نام جُو
على خفت بر بستر مصطفى * نبى كرد سوىِ ابو بكر را . . . »
- و همچنين در دنبالهء همين واقعه است كه به ماندن حضرت على ( ع ) به نيابت از جانب پيامبر اكرم در مكّه براى ردّ امانات دشمنان آن حضرت و بازگشت پيادهء آن امام به مدينه اشاره دارد :
« على چون به مكّه ز سيّد جدا * شد ، آمد سبك در پى مصطفى
امانت كه بودى به پيش رسول * به خصمش سپرد و شد آنگه عجُول
ز مكّه پياده سوىِ راه رفت * به شهرِ مدينه شتابيد تفت
شدش كوفته پا ز راهِ دراز * بسى رنج ديد از نشيب و فراز
پيمبر به پايش فروكرد دست * از آن دردِ پا مرتضى بازرست
چنان تا همه عمر خود مرتضى * برآسُود يكباره از دردِ پا »
- ظفرنامه به حديث مؤاخات در روز هجدهم ذى الحجّهء سال اوّل هجرى و نام گرفتن آن روز به عيد غدير اينگونه اشاره دارد :
« در اين سال هجرت به ماه پسين * به اصحاب فرمود سيّد چنين
به قوم مهاجر به انصاريان * كه : « باهم برادر شويد اين زمان »
نبى با على شد برادر در اين * عمر با ابو بكر شد همچنين
سراسر صحابه براين تنبهتن * برادر شدند اندر آن انجمن
ده و هشت بُد رفته ز آن ماه روز * كه بنهاد اين عادتِ دلفروز