به قلب اندرون زيد حارث به پا * سه مير و بسى مرد رزمآزما
6665 وزآنروى دشمن هميدون به جنگ * بياراست آن لشكر تيزچنگ
دو لشكر تو گفتى در آن رزمگاه * يكى بود چون كوه و ديگر چو كاه
به شمشير و نيزه به تير و كمان * همى جنگ كردند با بدگمان
ميانجى به كوشش ميان سران * خمِ خام بودى و گرز گران
همى جنگ جُستى چنين هركسى * ز هر دو سپه گشت كُشته بسى
6670 به كف زيد حارث لوا در نبرد * بسى با بدانديش دين جنگ كرد
بسى مرد ترسا شد از وى تباه * سرانجام بر وى جهان شد سياه
در آوردگه زيد شد كُشته زار * برآورد ترسا ز جانش دمار
پس از وى به جعفر رسيد آن لوا * برفت از عدو گشت رزمآزما
چنين گفت با لشكر رزمزن : * « پياده شويد « 1 » اندراين انجمن
6675 كه با اينچنين لشكر بىشمار * پياده توان كرد بِهْ كارزار
نپذرفت ازو كس فروجَست وى * بزد تيغ و اسپ خودش كرد پى
از آن پس درآمد به جنگِ عدو * همىكردى از تن روان خون به جو
چو فرّخ برادر ، على ، در نبرد * سرِ دشمن از تن همى دور كرد
چو ديدند اسلاميان بىدرنگ * پياده شده ، جمله كردند جنگ
6680 تبه گشت از ايشان بسى بدگمان * وز ايشان بسى را سرآمد زمان
ز جعفر عدو كرد دستى جدا * گرفت او به دستى دگر آن لوا
فگندندش آن دست ديگر به جنگ * به بر برگرفت آن لوا بىدرنگ
بكشتند از آن پس بزارى ورا * به پورِ رواحه « 2 » رسيد آن لوا
از او نيز دشمن برآورد گرد * تبه گشت آن بخرد شيرمرد
6685 بيفتاد در رزمگاه آن لوا * برافراشت زود ابن اقرم « 3 » ورا
خروشيد ك « اى مؤمنانِ گزين * نه زآن برگرفتم لوا از زمين
كه ميرى كنم از لوا بر شما * كه انديشه زين نيست ايدر مرا
هامش
( 1 ) ( ب 6674 ) . در اصل : بياده شوند .
( 2 ) ( ب 6683 ) . پور رواحه - عبد اللّه بن رواحه ( ابن رواحه ) .
( 3 ) ( ب 6685 ) . در اصل : ابن ارقم . : ثابت ابن أقرم العجلانى . طبرى ، سيرهء ابن هشام ، سيرت ، العبر ، تاريخ گزيده ، بلا اختلاف در اين موضع نام اين شخص را ابن اقرم ( به تقديم قاف بر راء ) ذكر كردهاند .