چو آمد سوى مكّيان آگهى * كه آمد ز ابن جحش بيرهى
3240 هر آن كو شنيدند گفتند پاك * كه : « اكنون از ايشان نداريم باك
چو حرمت شكستند ، كردند جنگ * نيابند بىشك دگر آب و رنگ
نباشد كنون دينشان پايدار * چو حرمت ندارند در دين به كار »
برفتند از كينه پس در عقب * ز مكّه كهان و مهانِ عرب
به ره برنديدند از ايشان اثر * به مكّه شدند باز از آن بوموبر
3245 چو ابن جَحش شد بر مصطفى * نكوهش نمودش براين رهنما
ز اصحاب سيّد كِهان و مهان * نديدى بجز سرزنش در جهان
اسيران و آن خواسته « 1 » سربهسر * نبى كرد موقوف ، تا دادگر
چه فرمان دهد اندرآن سخت كار * كزآن بود ترسان ز پروردگار
ز مكّه پيام آمد آنگه به دو * به رسم نكوهش در اين گفتوگو « 2 »
3250 كه : « در هيچ دينى به ماه حرام * نكردهست كس جنگ از خاص و عام
تو حرمت نكردى در اين مه نگاه * فرستادى از بهر كوشش سپاه
غنيمت ببردند و كشتند مرد * اسيران گرفتند روزِ نبرد
ندانيم چون باشد اين ژرف كار * چه گويد خدايت به روزِ شمار ؟ »
ز اسلاميان آنكه هجرت نكرد * هميدون فرستاد روزِ نبرد « 3 »
3255 كه : « ما را از اين مردم بدكُنش * فزايد به پيغاره بر سرزنش
چه گوئيم پاسخ بدين قومِ شُوم * سزد گر فرستى از آن مرزوبوم » ( 75 )
چو آمد به پيش نبى اين پيام * فرستاد يزدان به پيشش سلام
سروش آمد و آيت آورد و گفت : * « مشو زين سخن هيچ با درد جفت « 4 »
هامش
( 1 ) ( ب 3247 ) . در اصل : و نان خواسته .
( 2 ) ( ب 3249 ) . در اصل : كفتكو .
( 3 ) ( ب 3254 ) . ظاهرا در مصراع دوم اين بيت تخليطى رخ نموده است ، بدين صورت كه اين مصراع ازآنرو كه در رديف چهار ستونى نسخهء ما درست در زير مصراع دوم بيت 3252 ( : اسيران گرفتند روز نبرد ) قرار گرفته است ، كاتب نسخه دو كلمهء انتهايى آن مصراع را تكرار كرده است . به گمان اين بنده مصراع مورد اشاره بايستى بدين صورت و مضمون بوده باشد : « هميدون فرستاد و پيغام كرد » . و اللّه اعلم بالصّواب .
( 4 ) ( ب 3258 ) . رجوع كنيد به سورهء مباركهء بقره ، آيهء شريفهء 217 از قرآن كريم :« يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ كُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ إِخْراجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَ . . .الخ آيه . »