سؤال جهودان از رسول ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، و پاسخ آن
2835 چو سيّد برافراشتى كارِ دين * شدى سست دينِ جهودان از اين
پُراندُه شدندى جهودان همه * نشستند باهم شبان و رمَه
بگفتند در كار سيّد سخن * ك « ز او سست شد سخت دين كُهن
يكى چاره بايد در اين كار كرد * كه از ما و اين دين شود روى زرد
بر او بازگردد ز پرسش سخن * شود تازه ز اين كار دين كُهن »
2840 ز توريت و انجيل و ديگر كتاب * كه بودند از علم آن كامياب
نوشتند بيرون سؤالات چند * مگر زآن شود كار سيّد نژند
نبود آن گمانشان كه پروردگار * بر او رازها مىكند آشكار
برفتند و كردند از وى سؤال * جهودان نادان ز هرگونه حال
نخست آنكه : « چونست ذاتِ خدا * صفت چيست پيدا و پنهان ورا ؟ »
2845 چنين داد پاسخ كه : « ذات خدا * منزّه شد از چند و چون و چرا
نداند صفت كردن او را كسى * اگرچه در آن كار كوشد بسى
گر اخلاص دارى به كارِ خُدا * ز اخلاص برخوان صفت مرورا »
دگر گفت : « مشغول يزدان به چيست ؟ » * چنين گفت : « مشغوليش هيچ نيست
قل اللَّهُمّ از بهر شغلش بس است * كه مشغولى احوال ديگر كس است »
2850 دگر : « كردگار آنچه مىآفريد * به چند روز كرد آفرينش پديد ؟ »
چنين داد پاسخ : « خداوندگار * به شش روز كرد آنچه هست آشكار
وگر خواستى در زمان بىزمان * پديد آوريدى زمين و آسمان
ولى ديد حكمت در اين كردگار * كه مردم « 1 » شتابان نباشد به كار »
دگر آنكه : « اين روشنان بر فلك * چه و چند و چون حالشان يكبهيك
2855 خداوندشان از چه چيز آفريد ؟ * چرا مىشوند از نظر ناپديد ؟ »
چنين گفت ك « ز نور پروردگار * ستاره بر افلاك كرد آشكار
هزار است و بيست و نه از وى شمار * از آن هفت سيّارهء نامدار ( 67 )
هامش
( 1 ) ( ب 2853 ) . در اصل : كر مردم .