ز عثمان كه اشهل بُد او را پدر * جهودى قُرَيْظى « 1 » از آن بُوموبر
به سيصد درختان خرمابنان * كه خود كشت و شد بارور در زمان
به چل اوقيه زر هميدون خريد * ز نقدى « 2 » كه بُد رايج آنگه پديد
2795 چو بخريدش از لطف آزاد كرد * دل مؤمنان زان سبب شاد كرد
نوشتند منشورِ آزاديش * در او ياد كردند از راديش
به شيراز نزديكِ سلمانيان * هنوز است بر جايگاه اين زمان
تعيين پنج نماز و اذان
زمانه چو سه ماه برسركشيد * كه سيّد به شهر مدينه رسيد
پيام آمد از خالقِ بىنياز * به پيش پيمبر ز بهرِ نماز
2800 كه فرض است از اين پس به پيشين چهار * جز آدينه و عصر هم زين شمار
سه در مغرب و چار وقت عشا * گَهِ صبح باشد دو ركعت به جا
دو ركعت كه هرگاه كردى نخست * كنون نيست زآن نوع كردن درست
از اين پس به هر پنج نوبت نماز * چنين داد بايد همهروزه ساز
مگر آنكه اندر سفر برقرار * دو ركعت شمارند همچون چهار
2805 چو كار نماز اين زمان گشت راست * نشانى پيمبر در اين كار خواست
كه مردم بدانند وقتِ نماز * در آن وقت آيند به مسجد فراز
دگرگونه هريك زدى را در آن * نبودش پسنديده هيچ آن زمان
چو صابى و نصرانى و چون جهود * نشانى نمىخواستى در وجود
نه ناقوس جُست و نه بوق و دُهل * نظر داشت در هريك از جزو و كُل ( 66 )
2810 همانند ايشان نمىخواست چيز * نشانى جداگانه بايست نيز
ز انصار عبد اللّه زيد شب * به خواب اندرون ديد مردى عرب
نكوچهره و بخرد و تازه رُو * يكى خوب ناقوس در دست او
از او خواست ناقوس ، گفتى به دو : * « بمان كار ناقوس ، ناموس جُو
هامش
( 1 ) ( ب 2792 ) . هيچ يك از منابع معتبر از شخصى به نام عثمان بن اشهل اشارتى ندارند ، الّا تاريخ گزيده كه عين همين مطلب ظفرنامه را با همين نام آورده است ؛ در اصل : جهودى فريصى .
( 2 ) ( ب 2794 ) . در اصل : ز تقدى .