چو شد در سجُود از براىِ إله * حويرث « 1 » بر او ريخت خاكى تباه
1600 سر و روى و مويش پر از خاك شد * دل مؤمنان زين سبب چاك شد
نشايست كردن بدانسان نماز * نبى شُد ز مسجد سوى خانه باز
به دخت مهين گفت ك « ين را بشو » * از آن كرد زينب پر از آبْ رُو
همىكرد گريه بر او دخترش * همىشست از آن خاك روى و سرش
پيمبر به دو گفت : « مگرى دگر * كه آن را بميرند عمّ و پدر
1605 براينگونه آيد ز خوارى به رُو * خدا را بخوان و سرم را بشو »
رفتن رسول ، عليه السّلام ، به طايف و بازآمدن
چو خوارى ز اندازه اندر گذشت * به نزديك هر مهترى برگذشت
همىخواست در زينهار كسى * رود تا نبيند دگر بد بسى
نمىكرد كس زينهارش قبُول * بر آهنگ طائف روان شد رسول
بشد زيد بن حارثه با نبى * كه از مهر او بود جانش غمى
1610 ز ميرىّ عبّاس رفته سه ماه * ز مكّه به طايف روان شد به راه
به طايف سه كس مير و مهتر بُدند * كه آن هر سه باهم برادر بُدند
بُدند هر سه از پشت عَمْر و عُمَيْر * ثقيفى « 2 » و گشته بر آن قوم مير
پياده به طايف ز مكّه برفت * بدان مرز خرّم شتابيد تفت
سه روز اندر آن راه بودش درنگ * بريدى همى راه بر كوه و سنگ
1615 گرسنه شد و مانده از رنجِ راه * درآمد به طايف رسول إله ( 43 )
به نزديك آن مهتران شد رسول * نكردند زنهار او را قبُول
به طايف دو ماه آن رسول گزين * همىكرد بر هركسى عرض دين
نپذرفت كس دين اسلام از او * به نيكى نبردند كس نام از او
ورا خواند كاذب به دين هركسى * نكردند آزرمِ او اندكى
هامش
( 1 ) ( ب 1599 ) . حويرث بن نقيذ بن وهب بن عبد بن قصىّ ( سيرهء ابن هشام ، متن عربى ) ؛ حويرث بن نقيد . ( العبر ، ترجمهء فارسى ) .
( 2 ) ( ب 1612 ) . اين سه تن بنا به نوشتهء سيرت رسول اللّه عبارتند از : عبد ياليل بن عمرو بن عمير ، مسعود بن عمرو بن عمير ، حبيب بن عمرو بن عمير . ( ص 418 ، مصحّح دكتر اصغر مهدوى ) .