60 كه بُد خانهء ابن يوسف به نام * كنون داخل مسجد است آن مَقام
دهم برج طالع شده ز آسمان * دو ده گشته طالع دَرَجهاى آن
به عقرب درون علويين مقترن * سئم خانه را كرده هر دو وطن
ز برجِ حمل جرم بهرام روى * نموده چو آن خانه بُد ز آنِ اوى
خور از بهرِ بهرام جُسته مكان * به حدِّ شرف آمده آن زمان
65 به حوت اندرون زهره اندر شرف * به طالع رسانيده خطّ زآن طرف
عطارد به ماهى درون سست حال * به رجعت درون با هبوط و و بال
خداوند بيت شبستانش ماه * ز برج وتد كرده ميزان نگاه
به جوزا به حدِّ شرف رفته راس « 1 » * ذنب با عدويش ز نكبت مماس
سهام و ثوابت به خوبى نظر * برافگنده بر طالعش سربهسر
70 به صورت نبى آمد اندر وجود * به معنى برش برد اشيا سجود
هميدون به تاريخ اسكندرى * به هنگام مولودِ پيغمبرى
چو هفتاد و دو شد ز هشتصد فزون * گُل دولت آمد ز غنچه برون
به نيسان فرّخ به روز نخست * از او كار دنيّى و دين شد درست
مه پارسى هفدهم بود دى * كه گيتى مشرّف شد از فرِّ وى
75 ز فرِّ قدومش زمين و زمان * بسى گشت خوشتر ز خلد و جنان
حسد برد بر مكّه اشيا تمام * كه زاد اندر او پيشواىِ انام
تواريخ مولودش ار اندكى * تفاوت كند از يكى تا يكى
به من برمگيريد خرده ازين * كه نقل از بزرگان رسيدم چنين
ذكر مبشّرات « 2 » به وقت ولادت رسول ، صلّى اللّه عليه و سلّم
وجودش چو آمد به روىِ زمين * بر او خواند دولت به داد آفرين
هامش
( 1 ) ( ب 68 ) . راس - رأس .
( 2 ) عنوان . مبشّرات ( به ضم اوّل و فتح ثانى و كسر و تشديد ثالث ) : معجزات رسول ( ص ) پيش از نبوّت . مقابل معجزات بيّنات : « مبشّرات آنست كه پيش از ظهور خورشيد رسالت او ( حضرت رسول ص ) ظاهر شده است » . ( جوامع الحكايات ) ( به نقل از لغتنامهء دهخدا ) .