ثقيف و سليماند و غطفان « 1 » همان * كه زادند از نسلِ او آن زمان
55 بنى سعد بكر از هوازن بزاد * خفاجه « 2 » همان دارد از وى نژاد
ز الياس شد مدركه آشكار * خزاعى « 3 » و ثورى همان زآن تبار
بنى ضبّه دارند هم زو گهر * رياحى « 4 » هميدون از او مشتهر
كه گوينده دارد گُهر زان نژاد * براينگونه كردندم اسلاف ياد
خزيمه « 5 » شد از مدركه آشكار * هذيلى هميدون از او در تبار
60 تميمى و سعدى و لحيانيان « 6 » * ز قومِ هذيلاند گشته عيان
ز پشت خزيمه « 7 » كنانه بزاد * گُروهِ اسد راست هم زو نژاد
سوى نضر رفت از كنانه گُهر * وزويند قعقاعيان مشتهر
بنى ليث و ضمرى و غفّاريان « 8 » * فراسى همان دارد از وى نشان
ز نضرند يكباره قوم قريش * كه دارند پايه ز هر قوم بيش
65 شد از نضر فرخنده مالك پديد * ز مالك سوىِ فهر گوهر رسيد
ز فهرِ گرانمايه غالب بزاد * لوى دارد و ادرمى زو نژاد
سوىِ كعب باز از لوى شد گهر * وز او شد قبايل بسى مشتهر
بنى عدى از نسل او شد پديد * عمر را بدان قوم نسبت كشيد
جمعزاد « 9 » و سهمى هميدون ازو * ازو دارد اين شعبهها رنگوبو
70 بود كعب را مرّه نامى پسر * بنى تيم « 10 » دارند هم زو گهر
ابو بكر صدّيق از آن قوم خاست * كه يارِ مهينِ سرِ انبياست
هامش
( 1 ) ( ب 54 ) . در اصل : عطفان .
( 2 ) ( ب 55 ) . در اصل : حفاجه .
( 3 ) ( ب 56 ) . در اصل : خراعى .
( 4 ) ( ب 57 ) . در اصل : رباحى .
( 5 ) ( ب 59 ) . در اصل : حزيمه .
( 6 ) ( ب 60 ) . در اصل : لحانيان .
( 7 ) ( ب 61 ) . در اصل : خريمه .
( 8 ) ( ب 63 ) . در اصل : صمرى و عفّاريان .
( 9 ) ( ب 69 ) . در اصل : جمخ راد .
( 10 ) ( ب 70 ) . گزيده : بنى تميم .