( 364 ) . ( ص 1310 ) : باز نيايد چو تير رفت از شست امثال و حكم ، ج 1 ، ص 361 .
( 365 ) . ( ص 1315 ) : و من غلب سلّب هركه غالب شد متاع را گرفت ؛ مجمع الأمثال ، ج 3 ، ص 425 .
( 366 ) . ( ص 1315 ) :
كه از وقت هر كار غافل مشو * كه هر كارى آمد به وقت گرو
اين بيت از امثال زبان فارسى است ؛ نسايى گويد :
اين مثل در زمانه معروف است * كه عملها به وقت موقوف است
امثال و حكم ، ج 1 ، ص 235 .
( 367 ) . ( ص 1319 ) :
گر بمانيم زنده بردوزيم * دامنى كز فراق چاك شده است
ور نمانيم عذر ما بپذير * اى بسا آرزو كه خاك شده است
اين ابيات منسوب به فخر الدين دهراجى است ؛ مجمع الفصحا ، ج 2 ، ص 933 ؛ به نقل از تعليقات بهروز ايمانى بر كتاب شرح اخبار و ابيات و امثال عربى كليله و دمنه ، ص 665 .
( 368 ) . ( ص 1324 ) :
از سيل اشك به سر طوفان واقعه * خوناب قبّه به شكل حباب شد
ايام سست راى و قَدَر سختگير گشت * اوهام كند پاى و قضا تيز تاب شد
ماتمسراى گشت سپهر چهارمين * روح القدس به تعزيت آفتاب شد
اين اشعار ابيات سوم ، هفتم و پانزدهم ، از قصيدهء معروف خاقانى شروانى است كه در تعزيت