( 284 ) . ( ص 1043 ) :
سخندان طوسى چه در خور نوشت * « درختى كه تلخست او را سرشت »
مصرع دوّم بيت فوق ، از اشعار فردوسى است :
درختى كه تلخست او را سرشت * گرش در نشانى به باغ بهشت
ور از جوى خلدش به هنگام آب * به بيخ انگبين ريزى و شهد ناب
سرانجام گوهر به كار آورد * همان ميوهء تلخ بار آورد
( 285 ) . ( ص 1048 ) : . . . شدون كه ملك الامراى دمشق بود بالشكرى . . . به حلب آمد و همچنين از حمص و حمى و انطاكيه و طرابلس و نابلس و بعلبك و كنعان و غزه . . . فوجفوج متوجه آن جانب شدند بنا به روايت ابن عربشاه ، امرايى كه به حلب آمدند ، علاوهبر شدون - كه مؤلف از او با عنوان سيدى سدون نام برده است - شيخ على خاصگى نايب طرابلس ، علاء الدين تونيغاى عثمانى نايب صفد ، زين الدين عمر بن بطحان نايب غزه و دقماق نايب حماة به حلب آمدند .
براى آگاهى بيشتر ، ر . ك : زندگى شگفتآور تيمور ، صص 105 - 106 ، 114 .
( 286 ) . ( ص 1050 ) : من هاب خاب هركه ترسيد ، بىبهره شد ؛ خزينة الامثال ، ص 192 .
( 287 ) . ( ص 1059 ) : . . . و در آن حال پنج دلاور از سر جان برخاسته . . .
شاهد عينى اين واقعه كه در مقابل قلعه بر روى بامى قرار داشت ، نظام الدين شامى است كه شرف الدين على يزدى در نقل اين واقعه هيچ ذكرى از او نمىكند ؛ براى آگاهى بيشتر ، ر . ك :
ظفرنامه ( شامى ) ، ص 227 .