( 294 ) . ( ص 1075 ) : چقماق : جلال الدين شامى ، مشهور به امير چقماق ( درگذشت ، حدود 840 ق / 1436 م ) ، از اميران دورهء تيمورى و فرمانرواى نامدار بود . او از عربهاى شام و از جمله اميران و سرداران مشهور الناصر ناصر الدين فرج ، سلطان مملوك مصر و شام بود . او پس از نبردى كه ميان امير تيمور و الناصر فرج روى داد و به شكست سلطان مملوك انجاميد ، امير چقماق همراه با كسان و اموال خود از وى جدا شد و به شاهرخ فرزند تيمور پيوست . به روايت ديگر الناصر فرج به تيمور پيام فرستاد كه آمادهء تسليم است ، اما شب هنگام روى به گريز نهاد ، ولى امير چقماق از همراهى با او سرباز زد و به تيموريان پناه جست و طبق گفته شرف الدين على يزدى بعدها در زمرهء لشكر تيمور با دشمنان مىجنگيده است .
از پدر و نياكان امير چقماق اطلاعى در دست نيست ، جز آنكه در وقفنامهء موقوفات ، او از پدرش با عنوان « امير اعظم » ياد كرده است .
در 817 ه . ق در زمان شاهرخ مأموريت ابرقو يافت . چندسال بعد ، يعنى در 823 ه . ق امير چقماق با لشكريانى كه از يزدگرد آورده بود ، در حوالى رى نزديك ورامين به اردوى شاهرخ پيوست . سال بعد كه شاهرخ در سلطانيه اردو زده بود ، به امير چقماق و همراهانش اجازهء بازگشت به يزد داد .
او در اين جنگ در ميمنهء سپاه تيمورى قرار داشت . در 831 ه . ق نيز عدهاى از سرداران شاهرخ از جمله امير چقماق به فرمان او به نبرد با جهانشاه قراقويونلو پرداختند . او در 833 ه . ق با اتمام غائله به همراه شاهرخ از ارس گذشت و سپس به سلطانيه بازآمد و از آنجا رهسپار يزد شد .
امير چقماق در سالهاى آخر زندگانى يك بار در 838 ه . ق از سوى شاهرخ به همراهى آقا پيرى و حاجى محمد غناشيرين ( فناشيرين ) به سفارت نزد جهانشاه قراقويونلو فرستاده شد .
مأموريت ديگر او در 839 ه . ق همراهى با جهانشاه براى گشودن قلعه النجق بود . چون شاهرخ در اين نبرد تصميم بر آشتى گرفت ، فاطمه خاتون همسر امير را براى ابلاغ صلح به قلعه فرستاد . امير چقماق ظاهرا در 839 ه . ق يا 840 ه . ق درگذشته است ، اما منابع در اينباره تصريح ندارند .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1473
مساهمون: شرف الدين على يزدى
ص١٤٧٣