( 185 ) . ( ص 603 ) : زرادخانه : يعنى اسلحهخانه و قورخانه ، و به اين معنى در عربى قرون بعد به خصوص دورهء مماليك مصر ، زردخانه و زردخاناه به كار بردهاند و اصل معنى اين كلمه زرهخانه است ، از زرد به معنى زره در عربى و زرّاد يعنى زرهگر ، ولى پس از آن به كثرت استعمال به معنى مطلق قورخانه و اسلحهخانه استعمال شده است ؛ بر تاريخ جهانگشا ( حاشيه مرحوم قزوينى ) ، ج 2 ، ص 57 .
( 186 ) . ( ص 612 ) : فى التّأخير آفات در درنگ زيانهايى است ؛ مجمع الامثال ، ج 2 ، ص 65 .
( 187 ) . ( ص 612 ) :
از امروز كارى به فردا همان * چه دانى كه فردا چه گردد زمان
مشابه اين بيت كه مثل معروفى است در اشعار فردوسى ، جامى و هلالى نيز ديده مىشود ؛ براى آگاهى بيشتر ، مثلها و حكمتها ، صص 605 - 606 .
( 188 ) . ( ص 622 ) :
له همم لا منتهى لكبارها * و همّته الصّغرى أجلّ من الدّهر
اين بيت منسوب به چند نفر است ؛ ابو الفرج اصفهانى نويسندهء كتاب الأغانى آن را به بكر بن نطّاح نسبت مىدهد ؛ ولى عباس مؤلف معاصد التنصيص اين بيت را به حسان ثابت انصارى نسبت داده و نسبت دادن آن را به بكر بن نطاح خطا مىداند ؛ براى آگاهى بيشتر ، ر . ك : الأغانى ، ص 109 ؛ معاهد التنصيص ، ج 1 ، ص 72 .
( 189 ) . ( ص 630 ) : « . . . كثرت مرغان در آن موضع به مرتبهاى است كه صاحب تاريخ جهانگشاى ثبت كرده كه شاهزادگان جغتاى و اوگداى يك زمستان در آنجا قشلاق كرده . . . قو به رسم شرلغه به اردو . . . مىفرستادند » .
در جهانگشاى جوينى به جاى كلمه قو ، قوقو و در نسخه بدل آن قرقو ضبط شده است ؛ با