تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1433

مساهمون:

ص١٤٣٣
حديثى است از پيامبر اكرم ( ص ) . براى آگاهى بيشتر ، ر . ك : ترك الاطناب فى شرح الشهاب ، ص 569 . ( 179 ) . ( ص 586 ) : خواجه ركن الدين صاعد او از خاندانى معروف به آل صاعد است كه به سبب انتساب به قاضى صاعد به آل صاعد ، صاعديه و يا صاعديان شهرت يافته‌اند . اين خاندان از عالمان دينى و محدثان و قضات حنفى مذهب مىباشند . از سدهء 4 تا 9 ه . ق / 10 تا 15 م افرادى از آنان در نيشابور ، هرات ، رى ، اصفهان و ديگر شهرهاى خراسان و ساير نواحى ايران صاحب شهرت بودند و غالبا قضاوت و خطابت اين شهرها را در دست داشتند و گروه بسيارى را دانش آموختند . اين خاندان نخست در قريهء استوا در اطراف نيشابور ساكن بودند و از آنجا به نيشابور و ديگر شهرها كوچيدند . براى آگاهى بيشتر دربارهء اين خاندان ، ر . ك : آل صاعد ، دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 2 ، صص 39 - 46 . ( 180 ) . ( ص 587 ) : أشدّ نار الجحيم ابردها شديدترين آتش جهنم خنك‌ترين آن است . ( 181 ) . ( ص 588 ) : و از عدد كشتگان . . . به روايت اقل هفتاد هزار سر ، در ظاهر اصفهان جمع شد و از آن در مواضع متعدد منارها ساختند . . . حافظ ابرو كه به هنگام اين واقعه جزو سپاهيان تيمور در اصفهان حضور داشته ، در ضمن نوشتن وقايع سال 779 ه . ق ، اشاره به اين موضوع دارد كه : « روزى به همراه شهاب الدين عبد اللّه لسان از دروازهء توقچى تا قلعهء طبرك كه يك نصف ديوار اصفهان است از بيرون شهر در آن روز مىگذشتيم ، مناره‌ها كه از سرها برآورده بودند ، بيست و هشت مناره شمرديم ، هر مناره از هزار سر زياده بود و به دو هزار نمىرسيد ، چنان كه در يكديگر هزار و پانصد مىتوانست گرفت و بر آن طرف ديگر شهر هم بود ، امّا كم » ؛ براى آگاهى بيشتر ، ر . ك : زبدة التواريخ ، ج 2 ، ص 667 .