خود را كمتر نمايد و بيشتر نمايد . اين نيز علامت آن است كه به جو گرفتن قابل شده ؛ و ديگر آنكه در راه بىتقريب لنگ شود . آن هم نشانهء جو گرفتن باشد . در اين همهحال جو اسب را كم بايد داد تا چند روز ديگر .
نشانهء جوگيرى بسيار است . اگر همه نوشته شود ، به طول انجامد . اينقدر نوشته شد . اگر كسى با خبر باشد ، بايد كه اسب خود را در آب دادن ملاحظه نمايد ؛ چنانكه اسب خود را يك روز آب ندهد و يك شب جو ندهد ، از جوگيرى گذراند و باك نداشته باشد و ملاحظه نمايد ، در جو دادن يك دو روز تا او از آن مرض بالكلّية خلاص شود » .
گنجينهء بهارستان ؛ علوم و فنون 3 ، صص 399 - 400 .
( 115 ) . ( ص 352 ) : إذا جاء القضاء عمى البصر چون قضا بيايد ، بينايى نابينا شود ؛ خزينة الامثال ، ص 19 .
( 116 ) . ( ص 352 ) :
قضا چون ز گردون فرو هشت پَر * همه زيركان كور گشتند و كر
اين شعر از اشعار فردوسى در شاهنامه و از امثال فارسى و نظير مثل عربى فوق است ؛ شاهنامه ( تصحيح دكتر دبير سياقى ) ، ص 424 .
( 117 ) . ( ص 358 ) : الأمور مرهونة بأوقاتها كارها به وقتهاى خود گرو كرده شدند ؛ خزينة الامثال ، ص 40 .
( 118 ) . ( ص 362 ) :
گل نم ديده را آبى تمام است
اين مصرع با اندكى تغيير مصرع دوم اين بيت نظامى است :
بود سرمست را خوابى كفايت * گِل نم ديده را آبى كفايت
خسرو و شيرين ، ص 61 .