تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1381

مساهمون:

ص١٣٨١
است ، كتابى كه در بردارندهء كتب پيشين الهى است ؛ اين حديث از حضرت رسول اكرم ( ص ) است . فرهنگ مأثورات متون عرفانى ، ص 161 ؛ الصحيح ، مسلم ، ج 1 ، ص 371 ؛ الصحيح ، بخارى ، ج 4 ، ص 214 ؛ شيخ صدوق نيز در كتاب من لا يحضر الفقيه ، صورت ديگرى از اين حديث روايت مىكند ( ج 1 ، ص 240 - 241 ) . ( 11 ) . ( ص 9 ) : « . . . اول اسكندر ذو القرنين كه . . . » ذو القرنين يكى از ناشناخته‌ترين و بحث‌انگيزترين شخصيت‌هاى قصص قرآن كريم است كه سه بار نام او در سورهء كهف تصريح و در چندين آيه از همان سوره ( 83 - 98 ) به داستان او اشاره شده است ؛ تقريبا اغلب مفسران بزرگ از جمله طبرى ، ميبدى ، شيخ طبرسى ، ابو الفتوح رازى ، امام فخر رازى ، قرطبى و بيضاوى و از مورخان ابن خلدون معتقدند ذو القرنين همان اسكندر است . بيرونى مراد از ذو القرنين ، ابو كرب شمريرعش بن افريقس حميرى كه دو گيسوى او به روى شانه‌اش مىرسيده مىداند . ابو الكلام آزاد در كتابى به نام كوروش كبير ( ذو القرنين ) ، معتقد است كه كوروش هخامنشى همان ذو القرنين قرآن است . مرحوم علامه طباطبايى در كتاب الميزان و خزائلى در اعلام قرآن با اين رأى موافقند ؛ قرآن كريم ، با ترجمه و حواشى بهاء الدين خرمشاهى ، ص 302 ، حاشيهء آيه 83 . ( 12 ) . ( ص 15 ) :
شيراز و آب ركنى و اين باد خوش نسيم * عيبش مكن كه خال رخ هفت كشور است فرق است ز آب خضر كه ظلمات جاى اوست * تا آب ما كه منبعش اللّه اكبر است
شعر از حافظ است به مطلع :
باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است * شمشادِ خانه‌پرورِ ما از كه كمتر است ؟
ديوان حافظ ، ص 96 .