تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 838

مساهمون:

ص٨٣٨
سعادت‌نشان ، حضرت صاحب‌قران « 1 » ماه مبارك رمضان را به طاعت و عبادت ذو المنن و اقامت وظايف صيام و قيام و هرگونه فرايض و سنن بگذرانيد .

گفتار در فرستادن حضرت صاحب‌قران اميرزاده محمد سلطان را به جانب هرموز جهت ضبط آن ولايت با تمام توابع و لواحق آن « 2 »

چون تباشير صبح عيد از افق بخت سعيد طالع شد و انوار بهجت آثار مسرّت و استبشار بر بشرهء روزگار ساطع گشت ، « 3 » صاحب‌قران دين‌پرور به اداء صلوات و افاضت صدقات و اشاعت صنوف خيرات و مبرات قيام فرمود ، و بعد از تقديم مراسم جشن عيد ، اميرزاده محمد سلطان را روانهء جانب شيراز گردانيد و امير حاجى سيف الدين و امير جلال حميد و امير شاه ملك و ارغون شاه اختاجى و ديگر امراى تومان و هزاره را ملازم او ساخت ، تا به ضبط و نسق آن مملكت قيام نموده ، هرموز و تمام بلاد سواحل را مستخلص گردانند . همگنان برحسب فرمان روان شدند . و در اين اثنا خبر فتح يزد رسيد و صورت آن حال چنان بود كه چون مدت محاصره متمادى شد ، خلق شهر از بىقوتى چنان به تنگ آمدند كه باوجود آنكه هرچه مىيافتند از مرده و مردار و غير آن مىخوردند ، قريب سىهزار كس به زعم عامهء آنجا به گرسنگى هلاك شدند و آن بىباكان ناپاك را نيز - كه آتش آن فتنه برافروخته بودند - قوت نماند و از زير خندق شهر نقبى كنده بيرون رفتند كه بگريزند ، سپاه ظفرپناه آگاه گشته در پى ايشان كردند و پسر ابو سعيد طبسى - كه مقدّم آن ياغيان بدكردار بود - در حوالى مهريجرد كشته شد و تمام مفسدان كه « 4 » - با او طريق بغى و عدوان سپرده بودند - بعضى را به شمشير بگذرانيدند و بعضى را به آتش بسوختند .
هامش
( 1 ) . ع : + سليمانى مكان . ( 2 ) . م : - و لواحق ؛ ع : او . ( 3 ) . ع : + حضرت . ( 4 ) . ع : + به اتفاق .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 838 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى